زوال و سقوط اشکانیان
در مورد زوال و افول قدرت اشکانیان نظرات گوناگونی است و هر مورخ و هر تاریخ دان نظر خاص خودش را دارد.
"کشور پارت در اثر جنگ های خسته کننده با رومی ها و همچنین اوضاع و احوال داخلی، چنان ضعیف و ناتوان شده بود که عاقبت رو به اضمحلال نهاد.در سال های ۲۰ قرن سوم بعد از میلاد،دولت پارت مورد تعرض و تجاوز قوای جدید قرار گرفت که نقطه ی پیدایش آن در رسیده بود.و این همان دودمان ساسانی است که قوای زیادی را در اطراف خود متحد نموده بود.به این ترتیب در آغاز قرن سوم بعد از میلاد پارت ها که روزگاری در اوج قدرت و عظمت قرار داشتن و در قرون گذشته،مکرر در شرق مقدم سلطه و اقتدار را از دست رومیان گرفته بودند،در آستانه ی انقراض واقع شدند."۱
"دولت پارت روبه زوال و سلسله اشکانی رو به انقراض می رود ولی نه از جهت ضعف و سستی خود قوم،بل از این جهت که نفاق درونی در دودمان اشکانی ارکان دولت را متزلزل ساخت و همه حس می کنند که دولت پارت در حال احتضار است.شورش گرگان که معلوم نیست به کجا کشید و ظن قوی این است که دولت اشکانی از عهده آن صفحه برنیامد.دیگران را هم به هوس استقلال طلبی انداخت و نفاق درونی در خانواده سلطنت به این هوا و هوس کمک معنوی کرد تا آن که آن را از پای در آورد.بنابراین چنان که بالاتر گفته شد باز می گوییم که جهت اصلی زوال این دولت همانا آتش نفاق بود که در خانواده اشکانی افتاد.ممکن است تصور رود که غلبه اردشیر و اردوان از برتری سرپای پارسی بر سرباز پارتی بوده.ولی ما این نظر را نداریم.سرباز پارتی و سرباز پارسی در این زمان همانند که در زمان مهرداد اول اشکانی بودند.مزایای پارسی ها از جای دیگریست.اردشیر قومی در پشت سر خود دارد که با اومتحدند .اردوان بعکس گرفتار منازعات داخلی است ودر همان زمان که او با اردشیر می جنگد،دشمنان زیادی بر ضد او می کوشند.بنابراین با جرات می توان گفت که اگر در جنگ هرمزان فقط سردارها جایشان را به یکدیگر می دادند،پارتی ها غالب می آمدند. شاید اردشیر از حیث صفات سرداری هم بر اردوان برتری داشته.ولی در این که مزایای او بیش تر احوال روحیش بوده تردیدی نیست.به هر حال این دولت نیرومند بزرگکه نامش دولت پارت است از صحنه ایرانی بانی بیرون رفت.ولی یادگار های بزرگی هم گذاشت او در مدت تقریبا پانصد سال حمایت ایران را برعهده گرفت و انصاف می گوید که ماموریت خود را خوب انجام داد و اگر هم از نفاق درونی سقوط کرد ،باز برای او این سقوط دیرتر از همه روی داد.
۱.دیاکونوف،میخائیلویچ، تاریخ ایران باستان، ترجمه روحی ارباب، انتشارات علمی فرهنگی، ۱۳۸۲،تهران، صفحه ۳۳۶
۲.پیرنیا حسن، تاریخ ایران باستان،انتشارات نگاه، تهران، ۱۳۸۶،صفحه ۲۰۷۴