آثار و پیامدهای سیاسی و فرهنگی سلوکیان در ایران

به نام خدا

 

سلوکیان در مدت حکومت خود بر ایران فراز و نشیب هایی را تجربه کرده و نهایتا پس از تقریبا یک قرن و نیم حکومت بر ایران از این حکومت بیرون رانده شدند.انها در این دوره حکومت خود بر ایران تاثیراتی را بر فرهنگ و سیاست آن گذاشته یا حداقل برای رسیدن به این هدف تلاش هایی کرده اند.

اطلاعات ما در رابطه با حکومت سلوکیان انطور که باید و شاید کامل و جامع نیست اما انچه مشخص است این مسئله است که برای ماندگار کردن زبان و فرهنگ و نهادینه کردت آن در ایران تلاش هایی کرده اند؛یکی از فعالیت های انان برای جلب توجه مردم ایران به فرهنگ و تمدن خود ، سبک معماری یونانی بود که بناهایی به آن سبک بنا کردند."زبان یونانی زبان رسمی کشور به شمار می رفت.سلوکی ها کوشش زیادی برای اشاعه این زبان به خرج دادند.آنها برای ایجاد تمدن عالی تر سعی بر آن داشتند تا سبک زندگی یونانی را در ایران رواج داده و کادرهای باارزشی جهت اداره امور تربیت کنند.سلوکی ها به ـپیروی از اسکندر شهرهای یونانی چندی که مرکز اقامت مهاجرین یونانی بود بنا نهادند"(1)

اما موضوع قابل توجه آن است که ایرانیان  به فرهنگ یونانیان چندان توجه نکردند که بخواهد این فرهنگ در میان مردم رایج شود بلکه بر فرهنگ نیاکان خود وفادار ماندند و یونانی ها نیز برای رسیدن به این هدف خود را زیاد به آب و آتش نزدند."یونانی کردن شیوه زندگی  به شهرهای بزرگ شوشیان محدود بود.حتی در شهرها نیز همه مردم به دنبال آداب یونان نمیرفتند؛جز از شهرهای بزرگ و مدارس و دارالعلم ها که تعلیم و تربیت یونانی در آن رواج داشت توده مردم ایران ، زبان ، مذهب و شیوه زندگی باستانی خویش را محفوظ نگه داشتند.پادشاهان سلوکی برای وادار ساختن مردم به شیوه زندگی یونان از توسل به زور و شکنجه و آزار خودداری کردند."(2)

منابع

1_(جمعی از ایران شناسان اروپا_تاریخ ایران_فراگفت_۱۳۸۹_قم_صفحه ۱۲)

2_(همان_صفحه ۱۳)

میراث اسکندر

به نام خدا

اسکندر مقدونی شخصی بود که با فعالیت و تاثیرات خود تاریخ ایران و حتی جهان برای برای همیشه تغییر داد.

او فرزند فیلیپ مقدونی بود ‌، خود فیلیپ مقدونی نیز هدف و قصد حمله به حکومت هخامنشی را داشت اما قبل از اینکه دست به کاری بزند درگذشت و حکومت خود را برای فرزند جوان و جنگجو خود باقی گذاشت."فیلیپ مقدونی ،پدر اسکندر ،هنگامی که از متحد ساختن یونانیان فراغت یافت،فرمان داد تا آماده نبرد با امپراتوری پارسها شوند.منظور وی انجام یک سفر جنگی تلافی جویانه و گرفتن انتقام جنگهای مدی بود.در این موقع یونانیان ارزوی دیگری جز اینکه بتوانند ایرانیان را از سواحل مدیترانه برانند، در سر نداشتند.فیلیپ شخص واقع بینی بود ولی قبل از انکه دست به اقدامی بزند درگذشت و ارزوهای خود را به گور برد.پس از او فرزندش اسکندر به حکومت رسید."(1)

اسکندر فردی بود که برای اولین بار سلطه غرب بر شرق را عملی کرد هرچند بعدها این سلطه با مشکلاتی روبرو شد و نهایتا از بین رفت. اسکندر در ۳۳سالگی بعد از تصاحب حکومت هخامنشیان و مستعمرات ان و بخش های دیگر در گذشت.

اسکندر ارزوی داشتن یک حکومت واحد ایرانی_یونانی منسجم را داشت و براس ان سیاست هایی ترتیب دید اما هرگز به نتیجه مد نظر خود نرسید ؛ او در انسجام و یکپارچه کردن بخش های کوچک موفق بود ولی در بخشهای بزرگ نتیجه بخش نبود.

"میراث اسکندر باعث شد در وحدت قسمت های کوچک حکومت وی موثر واقع شد.ولی اقدامات و تدابیر وی در ایجاد یک ملت واحد ایرانی و یونانی که اسکندر ارزوی ان را داشت یه نتیجه نرسید.حتی تمامیت و استقلال حکومتی که اسکندر بانی و موسس ان بود تضمین و تامین نگردید"(2)

لشکرکشی های متعدد اسکندر به مناطق و حکومتهای مختلف باعث شد که روابط سیاسی و اقتصادی و فرهنگی خوبی بین ان حکومتها شکل بگیرد."در اثر لشکرکشی های اسکندر که به مقیاس وسیعی موجبات  پیشرفت روابط و مناسبات اقتصادی و سیاسی میان شرق و غرب فراهم گردید"(3)

او در نخستین گام در جهت تحکیم قدرت خود تصمیم به توجه بیش از پیش بر قدرت ساتراپیها گرفت و در ابتدا هر ساتراپی را در مقام خود باقی گذاشت اما در امور مالی و نظامی انها را محدود کرد و در هر ساتراپ مامورینی برای نظارت گماشت اوهمچنین ضریگب سکه توسط ساتراپ ها را ممنوع اعلام کرد."وی در آغاز کار ساتراپیهای پارسی را سرکار خود باقی گذاشت،ولی در امور مادی و نظامی از ایشان خلع ید کرد و در کنار هر ساتراپ رییس نظامی ویژه ایی منصوب و مشغول خدمت شد"(4)

کار مهم دیگری بود که اسکندر ساخت شهر و شهرسازی بود که در این زمینه بسیار فعال بوده است او همچنین شهرهای قدیمی که فرسوده شده بودند یا خراب بودند را ترمیم و توسعه داد و انها را بازسازی کرد."کار مهم دیگر اسکندر در سرزمین های مفتوح شهرسازی بود.بنظر میرسد او هفتاد شهر ساخت و این رقم غیر واقعی بنظر نمیرسد.(5) البته دلایل شهرسازی او بیشتر نظامی بوده است.

منابع

1-(جمعی از ایران شناسان اروپا _ تاریخ ایران _ فراگفت _ ۱۳۸۹ _ قم _صفحه ۱۰۶)

2-(م.م دیاکونف ترجمه کریم کشاورز_اشکانیان_پیام_۱۳۵۱_تهران_۱۲)

3-(همان  _ صفحه ۱۳)

4-(همان _صفحه ۱۴)

5-(همان_صفحه ۱۴)

زوال و سقوط اشکانیان

به نام خدا

هرحکومت پیدایش،اوج و نابودی را تجربه میکند و بزرگترین حکومتهای تاریخ از این قاعده مستثنا نبوده اند و اشکانیان نیز پس از نزدیک به ۴۷۰سال حکومت نهایتا نابودی را تجربه کرد که به دلایل ان میپردازیم.
درباره سقوط اشکانیان و چگونگی ان اطلاعات دقیقی در دست نیست اما بنظر میرسید دلایل متعدد داخلی و خارجی باعث ان شده اند.
از دلایل این اتفاق میتوان به مخالفت موبدان زرتشتی  با ازادی دینی بود.انها معتقد بودند که باید دین زرتشت در راس قرار گیرد و دین رسمی دولت باشد اما سیاست گذاری اشکانیان به گونه ایی بود که در دین ازادی هایی وجود داشت و به این شکل ادیان مختلف رواج پیدا کرده بود و از انجا که همیشه موبدان و مغ ها و افراد مربوط به دین و مذهب از قدرت بالایی برخوردار بودند تاثیر بسزایی در سقوط اشکانیان داشتند. از ان سو اردشیر که خود مغ بود از شرایط نهایت استفاده را کرد و به مخالفت برخواست و زوال اشکانیان را سرعت بخشید.
"چون پارتی ها با نظر تساهل و تسامح به مذاهب ملل تابعه شان را بر مذهبی دیگر ترجیح نمی دادند از این جهت پارسی ها دلتنگ بودند و ایراد می کردند که چرا پارتی ها مذهب زرتشت را بالاتر از مذاهب دیگر نمی دانند و آن را ترویج نمی کنند.بنابراین اردشیر که خودش مغ بود و اسرار مذهب زرتشت را می دانست از احوال روحی پارسی ها استفاده کرده علم مخالفت برافراشت و بهره مند گردید. بالاخره جمعی به این عقیده اند که چون پارتی ها اختصاص داشت از این جهت حصومتی شدید بین پارتی ها و سایر اقوام ایرانی پدید امد و بالاخره به زوال دولت پارتی خاتمه یافت."1

دلیل بسیار مهم دیگری که میتوان به ان اشاره کرد ؛ اختلافات داخلی و درگیری شاهان و شاهزادگان برای رسیدن به حکومت بود.به شکلی که افراد زیادی ادعای حکومت و مادشاهی میکردند و این درگیری روز افزون انها باعث روند صعودی انحطاط اشکانی ها شد.تیایتینیتتتتتتن انچه در دراز نای نیم هزاره مانع از رسیدن به چنین ارمانی بود عواملی بود مانند نظام ملوک الطوایفی،اختلافات خانوادگی و مخالفت موبدان زرتشتی باسیاست ازادی دینی و جنگ های خارجی که در مدت 5قرن درشرق و غرب به تدریج اشکانیان را ضعیف کرد"(1)
از مهم ترین این عوامل اختلافات داخلی شاهان و شاهزادگان اشکانی بر سر قدرت بود.امری که درتمام مدت فرمانروایی اشکانی ادامه یافت و هرچه به پایان عمر این سلسله نزدیک تر می شد،سرعت بیشتری می گرفت."(۲)
پس از این درگیری ها نهایتا اردوان پنجم نهایتا خود راه شاه خواند و برتخت پادشاهی نشست.
شرایط و اتفاقات دیگری تاثیراتی در نابودی اشکانیان داشته اند همانند نظام ملوک طوایفی،و جنگهای خارجی.
حکومت اشکانی تقریبا در تمامی دورا حکومت خود با غرب یعنی امپراتوری روم درگیر  بود و جنگهای بسیاری را متحمل شد و نهایتا این جنگها نتیجه ایی جز تضعیف اشکانی نداشت و در کنار عوامل دیگر اشکانیان را لبه پرتگاه قرار داد و با ضربه اردشیر سقوط را تجربه کرد.
اردوان چهارم برای مقابله با اردشیر اماده نبرد شد و مقالل یکدیگیر قرار گرفتند.در سال ۲۲۴میلادی جنگ پارس و پارت در خوزستان شکل گرفت و به شکست اشکانی ها انجامید و با مرگ اردوان پرونده حکومت اشکانی برای همیشه بسته شد." اردوان چهارم با قیام اردشیر بابکان، شاه پارس روبرو شد و سرانجام، در ۲۲۴ م در جنگ با اردشیر در دشت هرمزدگان د خوزستان شکست خورد و به قتل رسید و با مرگ او سلسله اشکانی منقرض گردید.(۳)


1. پیرنیا حسن تاریخ ایران باستان جلد سوم انتشارات نگاه 1319 ص 2171و2174

2.موسوی بجنوردی،کاظم،تاریخ جامع ایران،جلد دوم،انتشارات دایره المعارف بزرگ اسلامی،۱۳۹۳،تهران،صفحه ۳۵۱ 

3_میرسعیدی،نادر،سلوکیان و اشکانیان،ققنوس،۱۳۸۷،تهران،صفحه۱۳۱

ساختار ارتش و فنون جنگی

به نام خدا

 

 

قدرت نظامی  اشکانیان مسئله بسیار مهمی بود که تاثیر بسزایی در تثبیت اشکانیان گذاشت  و باعث برتری انها به سایر اقوام و ملل ها شد؛مسئله جالب ان است که انها از همان ابتدای حکومت به اهمیت این مهم پی برده بودند تلاش بسیاری برای ارتقا آن کردند و البته که نتیجه اش را هم دیدند."پارتها از بدو شروع به کار ، به تربیت سواره نظام و کماندارانی که در جنگ و گریز مهارت کامل داشتند ، همت گماشتند"(1)انها سواره نظام و کمانداران ثدرتمندی داشتند که دارای ویژگی های خاص خود بودند ؛ نکته جالب در مورد قدرت نظامی اشکانیان حضور سربازان یونانی در آن است.

انها در ابتدای حکومت خود که فاقد تجربه لازم بودند تصمیم گرفتند که روش سلوکیان رو در نبرد و جنگهای خویش پی بگیرند که در این روش از پیاده نظام سنگین و سواره نظام استفاده میشد."اشکانیان نخست روش جنگی سلوکیان را به کار بستند و پیاده نظامی سنگین اسلحه و سواره نظامی پدید اوردند."(2)

اشکانیان پس از مدتی این روش جنگی را کنار گذاشتند و روش مخصوص خود را مورد استفاده قرار دادند.انها در روش خود سواره نظام نقش اساسی و مهم داشت و پیاده نظام فقط در ارتفاعات استفاده میشد."اشکانیان به زودی این روش را کنار گذاشته و شیوه دیرینه خود را به کار بردند.در این روش پیاده نظام تنها برای نبرد در بلندی ها استفاده میشد و سواره نظام نیروی اصلی سپاه را تشکیل میداد."(3)
سوارکاران اشکانی سه بخش تقسیم میشدند.سوارکاران  نیزه دار، سوارکاران سبک اسلحه و سوارکارن سنگین اسلحه که تواناترین و مهم ترین ان سوارکاران سبک اسلحه بودند که تیر انداز بودند."سواره نظام اشکانی به نیزه داران،سبک اسلحه و سنگین اسلحه تقسیم میشدند . سوارکارن سبک اسلحه ماهرترین تیراندازان زمان خود بودند."(4)
سوارکارن سنگین اسلحه برای شکستن صفهای دشمن به کار میرفت و سوارکاران سبک اسلحه با تیراندازی از انها حمایت میکردند و از دور دشمن را تیرباران میکردند."سواران سنگین اسلحه،زرهی سنگین داشتند و برای درهن شکستن صفوف دشمن و از سواران سبک اسلحه برای پشتیبانی و تیراندازی از دور استفاده میشد."(5)
شیوه مورد استفاده در جنگهای اشکانی که فرماندهان استفاده میکردند و شیوه خاصی در زمان خود بود شیوه جنگ و گریز نام داشته است."شیوه مخصوص اشکانیان و به خصوص سواران سبک اسلحه ایشان شیوه جنگ و گریز بود."(6)

هر منطقه در دولت اشکانی سپاه خاص خود را داشت هنگام جنگها سپاه خود را در اختیار شاه و سپاه اصلی دولت قرار میدادند."بزرگان هر منطقه برای خود سپاهی داشتند که در زمان جنگ انها را در اختیار شاه قرار میدادند.(7)
اشکانیان در جنگ های خود گاها از شتر نیز استفاده میکردند.نکته جالبی که در جنگهای اشکانی میتوان مشاهده کرد این است که ابتدای جنگ شروع به طبل زنی میکردند که ترس و دلهره برای دشمن بوجود میاورد."اشکانیان گاهی از شتر استفاده میکردند.جنگ با طبل شروع میشد."(8)

1_جمعی از ایران شناسان اروپا_تاریخ ایران_انتشارات فراگفت_۱۳۸۹_قم_صفحه۱۳۱
2_بهنام_امیر _تمدن ایران زمین_نشر پاسارگاد_۱۳۹۰_تهران_صفحه ۱۳۳
3_همان_ صفحه ۱۳۳
4_همان _صفحه ۱۳۳
5_همان_صفحه ۱۳۳
6_همان_صفحه ۱۳۳
7_همان_صفحه ۱۳۱
8_همان_صفحه۱۳۱

دین اشکانی

به نام خدا


دین در طول تاریخ در حکومت های مختلف مسئله مهمی ست که بسیاری از اتفاقات و وقایع را رقم میزند و سرنوشت دولت ها را تغییر میدهد.
اطلاعات ما درباره دین در دوره اشکانی ناقص است  و اطلاعات کمی در این باره موجود است.
با توجه به حکومت سلوکی طبیعی بوده که تاثیراتی بر روی عقاید دینی اشکانیان گذاشته باشد و به گونه ایی ادیان با هم ترکیب شوند.آگاهی های ما درباره دین عصر اشکانی اندک، و اظهار نظر قطعی در این باره دشوار است. در دوران اشکانی، عقاید دینی ایرانیان با ادیان خارجی درآمیخت، اما تاثیر یونانی گرایی هلنیسم بر آن قوی‌تر بود "(1)


در مورد ادیان موجود در دوره اشکانی گمانه زنی هایی وجود دارند به نظر میرسد انها به دین زرتشتی گرایشاتی داشته باشند.تسامح دینی نیز نکته جالب توجهی ست.دوره روزگار اشکانی دوره تسامح دینی بود. احتمالا خودشان نیز زرتشتی بوده اند" (2)
اما همچنین ذکر شده است که انان انجنان که باید بر دین زرتشتی پایبند نبوده اند و اعتقاد ثابت و پایدار به این دین نداشتند اما این دین قطعا حضور داشته است."سلاطین پارت زرتشتی واقعی نبودند همچون توده مردم نیز زرتشتی نبودند."(۳)


همانطور که گفته شد ادیان مختلفی در این دوره رواج داشته است انچنان که از منابع بنظر میرسد انها به خدای خورشید اعتقاد داشته اند و ان را مورد پرستش قرار میدادند."در میان مذاهب متعددی که در کشور اشکانیان وجود داشته است پرستش خدای خورشید که نامهای مختلفی داشت به چشم میخورد."(۴)


با گذشت زمان دین مسحیت ظهور میکند و در جامعه اشکانی نیز این دین پیشروی میکند و برخی به این دین اعتقاد پیدا میکنند."در اواخر دوره حکومت اشکانی دین مسیحی رواج پیدا کرد."(۵)

 

منابع
1-دوشن، گیمن ژاک، دین ایران باستان، ترجمه رویا منجم نشر علم، ۱۳۸۵،تهران ص273

2-بویس، مری، چکیده کیش تاریخ زرتشت، ترجمه همایون صنعتی زاده،نشر صفی علیشاه،۱۳۷۷،تهران ص207،208

3_دیاکونف،اشکانیان،نشر پیام،۱۳۵۱،تهران،صفحه ۱۲۵

 4_همان،صفحه۱۱۸

5_همان،صفحه ۱۱۸

ادبیات

به نام خدا

 

ادب و ادبیات خصوصا ادبیات منظوم از قدرت های فرهنگی ایران در طول تاریخ بوده است و از ان در شیوه های مختلف همانند شناخت تاریخ مورد استفاده قرار گرفته است؛این مسئله باعث شده که بسیاری از  کشورهایی که تاریخیبه پرباری ایران ندارند به آن غبطه بخورند.

اکنون به ادب و ادبیات دوه اشکانی میپردازیم و سعی در بررسی ان خواهیم داشت.

 

یونانی گرایی و فعالیت های یونانی ها برای تثبیت قدرت در ایران درزمینه فرهنگی میشود گفت تا حدی نتیجه بخش بوده است؛به شکلی که با توجه به اسناد در دوره اشکانی بسیاری از فعالیت ها همانند داد و ستد و خرید و فروش به زبان یونان انجام میشده است."زبان یونان چنانکه از اسناد اورامان کردستان بدست میاید حتی در داد و ستد های عادی هم متداول بوده است."(۱)هرودوتوس شخصی اهل شوش بود که اشعاری را به سرود منظوم سرود ولی این اشعار از اسلوب یونانی ها گرفته شده و این نشاندهنده تاثیر و کاربرد ادب یونان  در ایران است."شخصی به اسم هرودوتوس که شصی اهل شوش بود اشعادی به تتبع اسلوب قدمای یونانی تنظیم کرد."(۲)

همانطور که گفتیم زبان یونانی در ایران مورد استفاده قرار میگرفت اما با گذشت زمان ،زبان آرامی که خطی بود که به طور معمول مورد استفاده قرار گرفت و حتی باعث گسترش فرهنگ و ادب اشکانی در بین همسایگان شد."بدون شک خط آرامی که حتی در تحریر اسناد کهن هم دراین دوره معمول بوده است و وسیله عمده ایی برای نشرفرهنگ پارتی و اشکانی شد."(۳)این زبان نه تنها در کوچه و بازار بلکه در دستگاه های دولتی و اداری و مالی  از همین زبان آرام استفاده میشده است."در این زمان دبیران دستگاه اداری و مالیات ها و اسناد دولتی را به خط آرامی ضبط و تنظیم میکردند."(۴)

علاوه بر اثر هرودوتس که اشاره شد اثار دیگری از پارتها بدست ما رسیده است همانند سندبادنامه و وس ورامین که به ان دوره منسوب میباشند اما به طور کلی اطلاعات ما راجب ادبیات پارتی انچنان که باید کافی نیست اما واضح است که اثاری خلق شده و نویسدگان توانایی حضور داشته اند که آثار انان به صورت میراث به ساسانی ها رسیده است و میتوان گفت ادبیات اشکانی خالی و بدون اهمیت نبوده است."از ادبیات این دوره اطلاعات زیادی در دست نیست معهذا تاثیری که بر ادبیات ارمن عصر خویش داشته و انچه به عنوان میراث این عر به دوره ساسانی انتقال یافته است نشان میدهد که ادبیات این عصر لاقل در شکل عامیانه و غیرمکتوب خودش میبایست از اهمیت خالی نبوده باشد."(۵)

از اثار دیگر اشکانی میتوان به منظومه نخل و بز و یادگاران زریران اشاره کرد که البته در دوره ساسانی نگاشته شده اند ولی از پارتها ماخوذ میباشد."متاسفانه چیزی از کتب پارتی در دست نیست ولی منظومه نخل و بز و یادگاران زریران که به انشای زمان ساسانیان در دست است از پارتی ماخوذ است."(۶)

 

منابع

1_زرین کوب-عبدالحسین-تاریخ مردم ایران،ایران قبل از اسلام-انتشارات امیرکبیر-۱۳۷۷-تهران-صفحه۳۹۲

2_همان-صفحه۳۹۲

3_همان-صفحه۳۹۳

4_همان-صفحه۳۹۳

5_همان-صفحه۳۹۳

6_دیاکونف-اشکانیان-انتشارات پیام-۱۳۵۱-تهران-صفحه۱۱۷

 

ادبیات

به نام خدا

 

ادب و ادبیات خصوصا ادبیات منظوم از قدرت های فرهنگی ایران در طول تاریخ بوده است و از ان در شیوه های مختلف همانند شناخت تاریخ مورد استفاده قرار گرفته است؛این مسئله باعث شده که بسیاری از  کشورهایی که تاریخیبه پرباری ایران ندارند به آن غبطه بخورند.

اکنون به ادب و ادبیات دوه اشکانی میپردازیم و سعی در بررسی ان خواهیم داشت.

 

یونانی گرایی و فعالیت های یونانی ها برای تثبیت قدرت در ایران درزمینه فرهنگی میشود گفت تا حدی نتیجه بخش بوده است؛به شکلی که با توجه به اسناد در دوره اشکانی بسیاری از فعالیت ها همانند داد و ستد و خرید و فروش به زبان یونان انجام میشده است."زبان یونان چنانکه از اسناد اورامان کردستان بدست میاید حتی در داد و ستد های عادی هم متداول بوده است."(۱)هرودوتوس شخصی اهل شوش بود که اشعاری را به سرود منظوم سرود ولی این اشعار از اسلوب یونانی ها گرفته شده و این نشاندهنده تاثیر و کاربرد ادب یونان  در ایران است."شخصی به اسم هرودوتوس که شصی اهل شوش بود اشعادی به تتبع اسلوب قدمای یونانی تنظیم کرد."(۲)

همانطور که گفتیم زبان یونانی در ایران مورد استفاده قرار میگرفت اما با گذشت زمان ،زبان آرامی که خطی بود که به طور معمول مورد استفاده قرار گرفت و حتی باعث گسترش فرهنگ و ادب اشکانی در بین همسایگان شد."بدون شک خط آرامی که حتی در تحریر اسناد کهن هم دراین دوره معمول بوده است و وسیله عمده ایی برای نشرفرهنگ پارتی و اشکانی شد."(۳)این زبان نه تنها در کوچه و بازار بلکه در دستگاه های دولتی و اداری و مالی  از همین زبان آرام استفاده میشده است."در این زمان دبیران دستگاه اداری و مالیات ها و اسناد دولتی را به خط آرامی ضبط و تنظیم میکردند."(۴)

علاوه بر اثر هرودوتس که اشاره شد اثار دیگری از پارتها بدست ما رسیده است همانند سندبادنامه و وس ورامین که به ان دوره منسوب میباشند اما به طور کلی اطلاعات ما راجب ادبیات پارتی انچنان که باید کافی نیست اما واضح است که اثاری خلق شده و نویسدگان توانایی حضور داشته اند که آثار انان به صورت میراث به ساسانی ها رسیده است و میتوان گفت ادبیات اشکانی خالی و بدون اهمیت نبوده است."از ادبیات این دوره اطلاعات زیادی در دست نیست معهذا تاثیری که بر ادبیات ارمن عصر خویش داشته و انچه به عنوان میراث این عر به دوره ساسانی انتقال یافته است نشان میدهد که ادبیات این عصر لاقل در شکل عامیانه و غیرمکتوب خودش میبایست از اهمیت خالی نبوده باشد."(۵)

از اثار دیگر اشکانی میتوان به منظومه نخل و بز و یادگاران زریران اشاره کرد که البته در دوره ساسانی نگاشته شده اند ولی از پارتها ماخوذ میباشد."متاسفانه چیزی از کتب پارتی در دست نیست ولی منظومه نخل و بز و یادگاران زریران که به انشای زمان ساسانیان در دست است از پارتی ماخوذ است."(۶)

 

منابع

1_زرین کوب-عبدالحسین-تاریخ مردم ایران،ایران قبل از اسلام-انتشارات امیرکبیر-۱۳۷۷-تهران-صفحه۳۹۲

2_همان-صفحه۳۹۲

3_همان-صفحه۳۹۳

4_همان-صفحه۳۹۳

5_همان-صفحه۳۹۳

6_دیاکونف-اشکانیان-انتشارات پیام-۱۳۵۱-تهران-صفحه۱۱۷

 

هنر و معماری اشکانیان

 

به نام خدا

 

همانطور که میدانیم سلوکیان یعنی حکومتی یونانی قبل از اشکانیان بر ایران حکمرانی میکردند ؛ سلوکیان برای دوام و حفظ حکومت خویش در ایران تلاش های بسیاری کردند از جمله اوردن افراد یونانی به ایران و گسترش فرهنگ و هنر خویش در ایران.

این تلاش برای دوام خواسته یا ناخواسته تاثیر بسیاری در بخش های مختلف ایران گذاشت مانند فرهنگ و هنر؛فرهنگ و هنر دوره اشکانی به شدت تحت تاثیر هنر های یونانی بوده و بارها در شیوا های مختلف هنری خود را نشان داده است از جمله هنرهای یونانی رایج در ایران میتوان به تاتر،ادبیات و... اشاره کرد."تاتر،ادبیات و علوم یونانی در ایران مورد قبول قرار گرفت."(۱)

 

تاتر هنری یونانی بود که اولین بار در یونان شکل گرفت و گسترش یافت و در حکومت اشکانی نیز مورد توجه قرار گرفت."هنگام حفریات در بابل محل تاتری که طبق نقشه های یونانی ساخته شده است کشف گردید."(۲)

رواج هنر یونانی با تمام ابعاد سبکی و فرمی در بخش های مختلف همچون ضرب سکه دیده میشود.حتی برخی لوح های گلی مربوط به عصر اشکانی به زبان یونانی نوشته شده است. 

از مهم ترین تاثیرات یونانیان در هنر ایرانی در بخش معماری بود که به شدت معماری اشکانیان را تحت تاثیر قرار داد و در بسیاری از سازه ها و بناها از سبک معماری یونانی وام گرفته شد."موازین و شیوه های یونانی تاثیر عظیمی در پیشرفت و تکامل معماری  شرق گذاشت."(۳)این اتفاق ها باعث عدم استفاده از سبک ایرانی هرگز نشد و همچنان معماران ایرانی با ذوق سلیقه خود مشغول به کار بودند و گاها سبکهای جدیدی از تلفیق معماری ایرانی و یونانی بوجود میامد و هنری نوین خلق میشد."معماری کاخسازی رواج یافت حال انکه در پولیسهای یونان خبری از این معماری نبود."(۴)

همانطور که گفته شد هنر ایران تحت تاثیر هنر غرب بود و اما نمیتوان هنر اصیل ایرانی را که در دوره پارتی ها هم مشهود است زیر سوال برد مانند هنرهایی از جمله پیکر تراشی های ایرانی،نقاشی های زنگی،چهره پردازی و... .

در هنر پارتی از تصاویر انسان و حیوانات بشدت بهره گرفته میشده است و به گونه ایی میتوان ان را نماد هنر پارتها دانست."موازین هنر پارتی تصاویر حیوانات و ادمیان بوده که در عهد ساسانیان نیز موثز واقع شده است."(۵)

 

منابع

1_م.م دیاکونف-اشکانیان-انتشارات پیام-۱۳۵۰-تهران-صفحه۱۱۴

2_همان-صفحه ۱۱۶

3_همان-صفحه۱۱۴

4_همان-صفحه۱۲۶

مناسبات اشکانیان با اقوام دیگر

به نام خدا

 

اشکانیان با اقوام دیگر رابطه و مناسباتی داشته اند و گاه این روابط دوستانه و خوب و گاها به درگیری و جنگ کشیده شده است ؛ از جمله دولت هایی که با دولت اشکانی روابط داشته اند میتوان به چین،روم،ارمنستان و هند اشاره کرد.

چین

اولین برخورد اشکانیان و سلسله هان در سال ۱۴۱ ق م رخ داد . وقتی که دو کشور سفیرانی را نزد هم فرستادن و به تبادل کالا پرداختند.از همان ابتدا روابط اشکانیان و چین کاملا جنبه اقتصادی گرفت و  دو حکومت برای رسیدن به اوضاع اقتصادی بهتر همیشه روابط خوبی داشته اند.چینی ها که محصولاتی مانند ابریشم را به سوی ایران و دیگر کشور ها میفرستادند محصولاتی مانند فرش و لباس و غیره از ایرانی ها میگرفتند.نکته بسیار مهم جاده ابریشم بود که اهمیت بسیاری برای ایران داشت و سود بسیاری از این راه بدست میاوردند و همیشه نقش یک واسطه را بین اروپا و چین بازی میکرد و روابط دوستانه میان این دو دولت حفظ شد.

روم

روم قدرت بزرگ همسایه دولت اشکانی که روابط اشکانی با انها فراز و نشیب بسیار داشته است. مهرداد سعی میکرد در جهت حفظ منافع هر دو دولت روابط دوستانه را حفظ کند اما هرگز شرایط چنین پیش نرفت و جنگ و درگیری ها اغاز شد.اولین درگیری در سال ۶۶ ق م روی داد هیمنطور ادامه دار بود و شهرهای مرزی دو حکومت بارها دست به دست شد؛اولین جنگ میان دو حکومت حران نام داشت که با پیروزی اشکانیان همراه بود."در زمان مهرداد بزرگ دولت ایران با جمهوری بزرگ روم ارتباط میابد این ارتباط در بادی امر دوستانه میباشد و مهرداد میخواهد در مقابل مشکلاتی که برای دولت پارت و جمهوری روم در آسیای صغیر و ارمنستان بوجود آمده است هر دو دولت دست یگانگی به یکدیگر داده منافعشان را حفظ کنند اما دیری نمیگذرد  که این روابط دوستانه به معارضه و جنگ تبدیل میشود."(۱)این جنگ و درگیری های ادامه دار باعث تضعیف هر دو حکومت میشده است و اشکانیان با در اختیار داشتن راه ابریشم و موقعیت اقتصادی خب در جهت تضعیف دولت روم بسیار تلاش کردند.

 

منابع

1_پیرنیا_حسن_تاریخ ایران باستان_انتشارات پر_۱۳۹۵_تهران_صفحه

ساختار سیاسی و تشکیلات اداری.

به نام خدا

منابع موجود درباره اوضاع سیاسی و اداری اشکانیان را تاریخ نویسان یونانی و غیرایرانی برای ما بجا گذاشته اند همین مسئله باعث آن میشود که امکان اشتباه و تحریف بالاتر برود اما میتوان با بهم پیوند دادت برخی شواهد و مدارک اشکانی و حتی دوره های بعدی تصویری از این مسائل در دوره اشکانی بدست اورد.

در این دوره انتخاب شاه توسط عده ایی از بزرگان و اشراف انجام میشدا است به نام مهستان؛به آنکه اطلاعات دقیقی درباره این مجلس نداریم اما با توجه به حکومت ساسانی و مجلس مهستانی که در آن دوره وجود داشته است میتوان به این نتیجه رسید که این دو مجلس در دو دوره مختلف شباهت های بسیاری به یکدیگر داشته اند.
"گرچه روایت ایرانی اطلاعاتی در مورد ترکیب مجلس مِهستان در دوره اشکانیان در اختیار ما نمی گذارد، اما اطلاعات درباره دوره ساسانیان اجازه قضاوت تقریبی را می دهد. مِهستان یا شورای بزرگان از خویشان نزدیک شاه، مانند پسران و برادران او و نیز نمایندگان خاندان های بزرگ و موبدان بزرگ تشکیل می شد. هیچ چیز مانع از این فرض نیست که ترکیب مشابهی در زمان اشکانیان وجود داشته باشد. "(۱) در هر حال بر تخت نشستن شاه را عده ایی تعیین میکرده اند و تاج گذاری انتخابی بوده است."پادشاهی اشکانیان انتخابی بوده یعنی اشراف و بزرگان عضو مجلس مِهستان  شاه ایران را انتخاب می کرند."(۲)

درباره اینکه جطور شاهان بر قلمرو خود حکومت میکردند نیز اطلاعاتی انچنان که باید در اختیار نیست ولی بنظر میرسد حکومت اشکانی سازمان اداری همانند دولت هخامنشی و سلوکی داشته است و به نحوی از انان الگو برداری کرده است.

ممالکی که این حکومت بر انان حکمرانی میکرد را میتوان به دو بخش تقسیم کرد:۱_ممالکی که کاملا تحت سلطه اشکانیان بوده و شخصی را شاه به عنوان ویتاکسا که در واقع والی ان مملکت بوده اداره میکرد اما کاملا زیردست حکومت اشکانی قرار داشت.                                                                                                                ۲_ممالکی که فقط نام پادشاهی اشکانی بر ان نهاده بودند یعنی جزو قلمرو و حکومت اشکانی محسوب میشدند ولی مستقل بودند و امور داخلی را خود انجام میدادند"بنابر این ممالک اشکانی ایالتی بود . در دولت اشکانی یک وضع اساسی  یا چنانکه اکنون میگویند یک قانون اساسی وجود داشت و این قانون حکومت شاه را محدود ساخته بود کدام یک از شاهان اشکانی این وضع را درست کرده بود معلوم نیست."(۳)

 

 

منابع

1_پیرنیا-حسن-تاریخ ایران باستان-انتشارات پر-۱۳۹۵-تهران-صفحه ۱۲۷

2_ولسکی-یوزف-شاهنشاهی اشکانی-انتشارات ققنوس-۱۳۹۳-تهران-صفحه ۱۲۴

3_پیرنیا-حسن-تاریخ ایران باستان-انتشارات پر-۱۳۹۵-تهران-صفحه ۲۱۷۳

اوضاع اقتصادی ایران در عصر اشکانی

به نام خدا

 

قدرت اقتصادی حکومت اشکانی بیشتر با کشاورزی و دامداری تحقق می یافت و سپس تجارت و بازرگانی با سایر حکومت ها تحول عظیمی در اقتصاد اشکانیان به وجود اورد.مسئله بسیار مهمی در کشاورزی ابیاری آن است و اشکانیان برای رسیدن به وضعیت کشاورزی مطلوب به آن توجه ویژه ایی میکردند؛به این شکل که در مناطق کم آب قنات حفر می شده است و برای توسعه آن فعالیت هایی انجام داده اند."اقتصاد این جامعه بیشتر بر کشاورزی و دامداری مبتنی بودو همچنین بر تجارت که اجزای مختلف این امپراتوری ارتباط و تعادل به وجود میاورد.در آنچه تعلق به کشاورزی دارد مسئله عمده آبیاری بود که حفر قنات دشواری آن را در اراضی کم آب نشان میداد و بعضی حفاری های ناحیه مرغیان نشان داده است که در اراضی کم آب شرق فلات در این دوره هم مثل ادوار بیشتر کوششهای قابل ملاحظه یی برای توسعه کشاورزی باید انجام شده باشد."(۱) بنظر میرسد  که بخشی از کارهای کشاورزی و دامداری در زمین های نجبا وشاهان توسط بردگان و اسیران جنگی بودند انجام میشد؛بازرگانی و تجارت شرق و غرب که کالاها را از چین به روم و برعکس مبادله میکرد تاثیر بسیار مهمی در شرایط اقتصادی اشکانیان گذاشته بود."در بازرگانی نقش عمده دنیای پارت حمل کالاهای مختلف بود بین شرق و غرب.از جمله کالاهایی که از روم به ایران میامد فلزات،اشیای مصنوعی،و نوعی نان به اسم تنک بود که در مقابل انها گهگاه قالی و پارچه،عطر و ادویه از ایران به روم میرفت.(۲)

شروع تجارت در حجم کلان میان چین و غرب در زمان مهرداد دوم صورا گرفت.پارتی ها برای حفاظت از جاده ها و رونق بیشتر تجارت نیز تلاش میکردند و این کار داد و ستد را در حجم وسیع ممکن تر می ساخت.پارتها علاوه در اقلامی که وارد میکردند و همچنین به دولت های دیگر صادر میکردند معمولا تقش واسطه را داشتند و به واسطه گمرک و مالیاتهای مختلف درآمد بسیار خوبی را به جیب میزدند."گاهی که کشاورزی دچار رکود میشد،دولت با توجه به تجارت و اخذ عوارض گمرکی می کوشیدند کمبود ها را جبران کنند"(۳) 

پارتین زردالو و هلو از چین وارد میکردند و انار نیز با چین صادر میشد."زردالو و هلو از چین به ایران میامد و میوه پارت_انار_از ایران به چین راه یافت."(۴)همچنین تجارت اقلام گوناگون مانند پوست،نمک،پارچه،طلاونقره و غیره در راه های منتهی به غرب و شرق انجام میشد.

اشکانیان کوشش بسیاری برای در انحصار داشتن این موقعیت عالی اقتصادی کردند و منفعت های بسیاری را نیز به جیب میزدند البته منفعت های آن به اندازه ایی بوده که به این تلاش و کوشش بیرزد.

بنظر میرسد اشکانیان بیشتر با کشاورزی و دامداری اوضاع اقتصادی را کنترل میکردند و در کنار آن،با استفاده از تجارت درآمد خوبی را کسب میکردند.

 

منابع

1_(زرین کوب_عبدالحسین_تاریخ مردم ایران_انتشارات امیرکبیر_۱۳۷۷_تهران_صفحه۳۵۲)

2_همان_صفحه ۳۵۳

3_(موسوی_کاظم_تاریخ جامع ایران ج۲_انتشارات مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی_۱۳۹۳_تهران_صفحه۳۵۸)

4_همان۱_صفحه۳۵۵

کشمکش با روم

به نام خدا

 

حمله های متوالی روم به حکومت سلوکی نقش بسزایی در قدرت گرفتن اشکانیان داشت زیرا با حملات رومیان بود که حکومت سلوکی از پارتها غافل شدند و پارتها با خیالی اسوده به تحکیم قوا پرداختند و پس از قدرت گیری و تشکیل حکومت اشکانی فرازونشیب های بسیاری متوجه این دو حکومت شد.

پس از انکه اشکانیان ، سلوکیان را کنار زدند؛خود را جانشین هخامنشیان دانستند و برای رساندن وسعت حکومت خود به وسعت و پهناوری حکومت هخامنشان تلاش های بسیاری کردند.آنها به تهدید بابل و سوریه پرداختند و با سرازیر شدن به بابل پایتخت جدیدی به نام تیسفون بنا نهادند.آنها برای رسیدن به هدف خود مشکلاتی مانند درگیری های داخلی و خانوادگی داشتند که پارتها را تضعیف میکرد ، در همین حین روم از فرصت استفاده کرده و سوریه و سایر بخش های باقی مانده از سلوکیان را تصرف کرد."رومیان با استفاده از فرصت ، بقیه نقاط  امپراتوری سلوکی یعنی آسیاری صغیر و سوریه را قبضه کردند."(1) به این شکل این دو حکومت با یکدیگر همسایه شدند البته رومیان سعی کردند دولتهایی را میان خود و پارتها حایل سازند؛ اما باز هم خطر حمله یکدیگر را احساس میکردند.

با گذشت زمان رومیان به فکر گسترش حکومت خود افتادند؛انها قصد داشتند در امور داخلی ایران دخات کنند و با تصرف آن جا پای اسکندر بگذارند . انها همچنین از انجام این کار منفعت های مالی بسیاری را بدست میاوردند.کراسوس،سردار رومی بود که به عنوان فرمانروا جنگ انتخاب شد و در سال۵۵ق.م بدون توسل به هیچ بهانه ایی جنگ را اغاز کرد.او گمان میکرد فتح پارت کاری آسان و کاملا ممکن است."سال ۵۵ق.م طاهرا در طی جلسه ایی که حکومت ثلاثه رم در شهر لوک تشکیل داده بود تصمیم گرفته شد تحت فرماندهی کراسوس به سرزمین پارت لشکر کشی شود.کراسوس یکی از سه تن عصو حکومت ثلالثه بود."(2)

کراسوس به دنبال کسب افتخار و همچنین منابع درامدی جدیدی بود و از این راه میتوانست فرانسه و پمپه موسس مستعمرات شرقی روم را تحت الشعاع قرار دهد.

کراسوس در سال ۵۵ق.م اماده نبرد بود و خود و سپاهیانش را نهایتا در سال۵۳ق.م در مقابل سپاه پارتها با فرماندهی سورنا دید؛اما سورنا با زیرکی توانستند سپاه رومی را در طی نبردی شکست دهد و کراسوس را به قتل برساند."حمله سواران زره پوش حریف را در معرض تیرباران شدیدی قرار داده بود.سربازات رومی با کوچکترین بی احتیاطی بر خاک و خون می غلتیدند؛زیرا پارتها با تیراندازی قیقاج،ضربات غیر منتظره ایی وارد میاوردند.بهترین سپرهای رومی نمیتوانستند از گذشتن تیر دلدوز های اشکانیان جلوگیری کنند!کراسوس با آن همه کاردانی و شجاعت اسیر شد .سرش را به پیشگاه پادشاه پارت فرستادند.هنر پیشه ایی که در دربار نقش ژاسون را در نمایشنامه اورپید بازی میکرد از سر کراسوس به عنوان یکی از ابزار های هنرنمایی خویش استفاده کرد."(3)به این شکل شکست بسیار سنگینی را رومیان متحمل شدند.پیروزی پارتها در برابر کراسوس بسیار مهم بود زیرا باعث توقف قدرت گیری رومیان شد و وضع انها را در اسیای صغیر متزلزل کرد و زمینه ایی برای موفقیت های بیشتر پارت در برابر روم فراهم اورد.

کشمکش های فراوانی را این دوحکومت در تقابل با یکدیگر تجربه کردند و در دوره حکام مختلف مانند پاکور یا انتوان اتفاقات گوناگونی افتاد.نهایتا شخصی به نام اگوست در رون به قدرت رسید و در تقابل با پارتها توانست پرچم و اسیران دوره انتوان و کراسوس را بازپس گیرد و به همین مسئله قناعت کرد و این عمل نشانه صبح و اشتی تلقی شد."بعدها اگوست از راه سیاست به استرداد پرچمهایی که کراسوس و از دست داده بود موفق گردید از این راه افتخارات بسیاری کسب کند.ضمنا از سرنوشت کراسوس عبرت گرفته و به سیاست پمپه بازگشت و بین دو امپراتوری دولت های دست نشانده یی را تشکیل داد تا صلح و ارامش مرزهای روم را تامین کند."(4)

در تمامی این سالها و سالهای بعد اشکانیان به دنبال رساندن مرزهای خود به وسعت هخامنشیان و رومیان  پیروی از اسکندر را رسالت تاریخی خویش میدانستند.

 

منابع

1_(جمعی از ایران شناسان اروپا_تاریخ ایران_انتشارات فراگفت_1389_قم_صفحه 136)

2_(دیاکونف_اشکانیان_انتشارات پیام_1351_تهران_صفحه88)

3_(همان_صفحه137)

4_(همان_صفحه137)

 

.

زمینه های تاسیس دولت اشکانی و تثبیت و اعتلای آن

به نام خدا

 

نام پرثوه از لفظ پارت یا پارتی که یکی از ساتراپ نشین های دیرین امپراتوری پارس در شمال شرقی ایران بود به وجود آمده است که در زمان حمله اسکندر تسلیم شده و اشغال گردیده بود و تا اواخر حکومت سلوکی هیچ  تشنجی در ان منطقه دیده نشده بود ؛ اما همین پارتها بودند که توانستند حکومتی برای خود دست و پا کنند و آن را گسترش دهند ؛ البته فعالیت و شورش های دیگر حکومت ها بی تاثیر نبود زیرا باعث غفلت سلوکیان از پارتها شد و آنها با خیالی اسوده تر به گسترش قدرت خود پرداختند."خطر بزرگی که در اواسط قرن سوم متوجه سلوکیان گردید همانا ظهور دولت پارتها در شمال شرقی ایران بوده ، دولتی که در تاریخ آسیا نقش بسیار بزرگی را ایفا کرده است ولی در زمان ظهور پادشاهی پارتها هیچکس حدس هم نمیزد که چه خطر عظیمی از سوی پارتها متوجه سلوکیان خواهد گشت و توجه سلوکیان کاملا به وقایع سوریه و آسیای صغیر معطوف بود."(۱)

در اواسط قرن سوم پیش از میلاد علی رغم تلاشهای سلوکوس و انتیوکوس باز هم بخش های از حکومت سلوکی جدا شده بود و کم کم پارت ها نیز در حال قدرت گرفتن بودن ، در این شرایط نادیده گرفتن پارتها ناممکن بود و سلوکوس دوم برای اینکه آنها را سر جای خود بنشاند تلاشهایی کرد ولی بی نتیجه بود و شکست خورد؛در نهایت تیرداد خود را پادشاه اعلام کرد."اوایل نیمه دوم پیش از میلاد ، پارتها سرزمین پارت را از حکومت یونانی جدا کرده و سکه به نام خود میزدند؛سلوکوس دوم در صدد برامد که پارتها را گوشمالی دهد ولی با شکست مواجه شد و در نتیجه مشکلاتی که در آسیای صغیر به وجود امده بود مجبور به بازگشت شد.فرمانده پارت ها مردی به نام تیرداد برادر و جانشین اشک خود را پادشاه خواند."(۲)

در ابتدا اشکانیان برای اداره حکومت با مشکلات متعددی روبرو شدند تاجایی که در نبردی از انتیوکوس شکست خوردند و مجبور شدند یکی از ایالات را تسلیم انتیوکوس کنند."توسعه  امپراتوری اشکانی وضع تابتی نداشت. در پایان قرن سوم انتیوکوس ضمن قشون کشی به شرق  تیرداد را شکست داد و ایالتی را از او به اجبار گرفت."(۳)

پس از گذشت نزدیک به پنجاه سال فتوحات اشکانیان بار دیگر اغاز شد و مهرداد تمام ایران غربی را تصرف کرد و حتی آماده حمله به بابل نیز شد؛برای سلوکیان بابل از اهمیت ویژه ایی برخوردار بود و در نتیجه تصمیم به مقاومت جدی گرفتند . پس از گذشت چندسال و با فراز و نشیبهای بسیار نهایتا بابل به دست اشکانیان فتح شد و آنها خود را به عنوان حکومتی بزرگ و قدرتمند به دنیا شناساندند."مهرداد سراسر ایران غربی را به تصرف دراورده و خود را به خلیج فارس و سپس به بابل رسانید.سلوکی ها اهمیت زیادی برای بابل قائل بودند و به مقاومت پرداختند.ولی حمله متقابل آنها با ناکامی تمام مواجه شد.در یکی از حملات متقابل ، پادشاه سلوکی اسیر شد.ده سال بعد موج دوم حملات اغاز شد؛در ابتدا پیروزی با سلوکی ها بود؛ولی در اخر فرمانده سلوکی مقتول و مغلوب شد."(۴)

از دلایل تثبیت پارتها ایرانی بودن انها بود؛به این شکل که توانستند احساسات و غرور ملی ایرانیان را برانگیزند و حمایت بیشتری را از انها دریافت کنند."آنها به عنوان اخلاف و کین خواهان پارس ها قدم به میدان نهاده و ایرانیانی را که پایبند آداب و رسوم ملی بودند،به سوی خویش جلب کردند"(۵)همچنین به دلیل دوری از تعصبات خونی حتی توانستند اعتماد یونانی ها را هم جلب کنند و انها را به نحوی در حکومت حود حل کنند؛ حتی مهرداد کبیر خود را دوستداد یونان نیز خواند."پادشاهان اشکانی از حمایت تمدن یونانی به خود میبالیدند و سکه های زمان اشکانی دارای خطوط یونانی ست.(۶)

قدرت نظامی  اشکانیان مسئله بسیار مهمی بود که تاثیر بسزایی در تثبیت اشکانیان گذاشت  و باعث برتری انها به سایر اقوام و ملل ها شد؛مسئله جالب ان است که انها از همان ابتدای حکومت به اهمیت این مهم پی برده بودند تلاش بسیاری برای ارتقا آن کردند و البته که نتیجه اش را هم دیدند."پارتها از بدو شروع به کار ، به تربیت سواره نظام و کماندارانی که در جنگ و گریز مهارت کامل داشتند ، همت گماشتند"(۷)انها سواره نظام و کمانداران ثدرتمندی داشتند که دارای ویژگی های خاص خود بودند ؛ نکته جالب در مورد قدرت نظامی اشکانیان حضور سربازان یونانی در آن است.

 

منابع

1_دیاکونف_اشکانیان_انتشارات پیام_۱۳۵۱_تهران_صفحه۳۲

2_جمعی از ایران شناسان اروپا_تاریخ ایران_انتشارات فراگفت_۱۳۸۹_قم_صفحه۱۳۱

3_همان۲_صفحه۱۳۱

4_همان۲_صفحه۱۳۱

5_همان۲_صفحه۱۳۲

6_همان۲_صفحه۱۳۳

7_همان۲صفحه۱۳۳