به نام خدا

 

حمله های متوالی روم به حکومت سلوکی نقش بسزایی در قدرت گرفتن اشکانیان داشت زیرا با حملات رومیان بود که حکومت سلوکی از پارتها غافل شدند و پارتها با خیالی اسوده به تحکیم قوا پرداختند و پس از قدرت گیری و تشکیل حکومت اشکانی فرازونشیب های بسیاری متوجه این دو حکومت شد.

پس از انکه اشکانیان ، سلوکیان را کنار زدند؛خود را جانشین هخامنشیان دانستند و برای رساندن وسعت حکومت خود به وسعت و پهناوری حکومت هخامنشان تلاش های بسیاری کردند.آنها به تهدید بابل و سوریه پرداختند و با سرازیر شدن به بابل پایتخت جدیدی به نام تیسفون بنا نهادند.آنها برای رسیدن به هدف خود مشکلاتی مانند درگیری های داخلی و خانوادگی داشتند که پارتها را تضعیف میکرد ، در همین حین روم از فرصت استفاده کرده و سوریه و سایر بخش های باقی مانده از سلوکیان را تصرف کرد."رومیان با استفاده از فرصت ، بقیه نقاط  امپراتوری سلوکی یعنی آسیاری صغیر و سوریه را قبضه کردند."(1) به این شکل این دو حکومت با یکدیگر همسایه شدند البته رومیان سعی کردند دولتهایی را میان خود و پارتها حایل سازند؛ اما باز هم خطر حمله یکدیگر را احساس میکردند.

با گذشت زمان رومیان به فکر گسترش حکومت خود افتادند؛انها قصد داشتند در امور داخلی ایران دخات کنند و با تصرف آن جا پای اسکندر بگذارند . انها همچنین از انجام این کار منفعت های مالی بسیاری را بدست میاوردند.کراسوس،سردار رومی بود که به عنوان فرمانروا جنگ انتخاب شد و در سال۵۵ق.م بدون توسل به هیچ بهانه ایی جنگ را اغاز کرد.او گمان میکرد فتح پارت کاری آسان و کاملا ممکن است."سال ۵۵ق.م طاهرا در طی جلسه ایی که حکومت ثلاثه رم در شهر لوک تشکیل داده بود تصمیم گرفته شد تحت فرماندهی کراسوس به سرزمین پارت لشکر کشی شود.کراسوس یکی از سه تن عصو حکومت ثلالثه بود."(2)

کراسوس به دنبال کسب افتخار و همچنین منابع درامدی جدیدی بود و از این راه میتوانست فرانسه و پمپه موسس مستعمرات شرقی روم را تحت الشعاع قرار دهد.

کراسوس در سال ۵۵ق.م اماده نبرد بود و خود و سپاهیانش را نهایتا در سال۵۳ق.م در مقابل سپاه پارتها با فرماندهی سورنا دید؛اما سورنا با زیرکی توانستند سپاه رومی را در طی نبردی شکست دهد و کراسوس را به قتل برساند."حمله سواران زره پوش حریف را در معرض تیرباران شدیدی قرار داده بود.سربازات رومی با کوچکترین بی احتیاطی بر خاک و خون می غلتیدند؛زیرا پارتها با تیراندازی قیقاج،ضربات غیر منتظره ایی وارد میاوردند.بهترین سپرهای رومی نمیتوانستند از گذشتن تیر دلدوز های اشکانیان جلوگیری کنند!کراسوس با آن همه کاردانی و شجاعت اسیر شد .سرش را به پیشگاه پادشاه پارت فرستادند.هنر پیشه ایی که در دربار نقش ژاسون را در نمایشنامه اورپید بازی میکرد از سر کراسوس به عنوان یکی از ابزار های هنرنمایی خویش استفاده کرد."(3)به این شکل شکست بسیار سنگینی را رومیان متحمل شدند.پیروزی پارتها در برابر کراسوس بسیار مهم بود زیرا باعث توقف قدرت گیری رومیان شد و وضع انها را در اسیای صغیر متزلزل کرد و زمینه ایی برای موفقیت های بیشتر پارت در برابر روم فراهم اورد.

کشمکش های فراوانی را این دوحکومت در تقابل با یکدیگر تجربه کردند و در دوره حکام مختلف مانند پاکور یا انتوان اتفاقات گوناگونی افتاد.نهایتا شخصی به نام اگوست در رون به قدرت رسید و در تقابل با پارتها توانست پرچم و اسیران دوره انتوان و کراسوس را بازپس گیرد و به همین مسئله قناعت کرد و این عمل نشانه صبح و اشتی تلقی شد."بعدها اگوست از راه سیاست به استرداد پرچمهایی که کراسوس و از دست داده بود موفق گردید از این راه افتخارات بسیاری کسب کند.ضمنا از سرنوشت کراسوس عبرت گرفته و به سیاست پمپه بازگشت و بین دو امپراتوری دولت های دست نشانده یی را تشکیل داد تا صلح و ارامش مرزهای روم را تامین کند."(4)

در تمامی این سالها و سالهای بعد اشکانیان به دنبال رساندن مرزهای خود به وسعت هخامنشیان و رومیان  پیروی از اسکندر را رسالت تاریخی خویش میدانستند.

 

منابع

1_(جمعی از ایران شناسان اروپا_تاریخ ایران_انتشارات فراگفت_1389_قم_صفحه 136)

2_(دیاکونف_اشکانیان_انتشارات پیام_1351_تهران_صفحه88)

3_(همان_صفحه137)

4_(همان_صفحه137)

 

.