دوران تثبیت و اعتلا دولت اشکانیان
پس از مرگ ارشک که موسس اشکانیان بود و منطقه پارت را به استقلال رسانده بود"برادرش تیرداد اول(۲۴۸-۲۱۴ق.م)به سلطنت رسید.پارتیان سال جلوس او را مبدا تاریخ خود قرار دادند.وی به احترام برادرش،خود را ارشک نامید و از آن پس همه شاهان اشکانی برای افتخار و جاویدان ساختن نام ارشک،موسس سلسله اشکانی،نام او را به نام خود افزودند.تیرداد در ۲۴۲ق.م به گرگان حمله کرد وآن ناحیه را بر قلمرو خود افزود"۱ او پس از جنگ هایی که با سلوکوس دوم داشت"توجه خود را به امور داخلی معطوف نمود،چنان که دژهای زیادی ساخت و سربازانی در آنها مستقر کرد.وی شهری را به نام دارا یا داریوم تاسیس کرد که در دامنه کوه زاپائورتنون(به احتمال زیاد واقع در ابیورد کنونی و ناحیه گرگان)قرار داشت و آن جا را به پایتخت خود قرار داد."۲ او شهرهای زیادی در ایران ساخت و"نخستین شاه اشکانی بود که همانند هخامنشیان عنوان شاه بزرگ را اختیار کرد."۳ پس از آن پسرش ارشک دوم به سلطنت رسید.که نام اصلی او اردوان بود."ارشک دوم به ماد حمله برد و راهی را که از گرگان به کوه های کردستان می رسید،تحت سلطه درآورد و اکباتانا را تصرف کرد.در این زمان آنتیوخوس سوم،شاه سلوکی به قصد بازپس گیری تمامی ایالات سابق سلوکی،با سپاهی عازم مشرق گردید.پارتیان از مقابل سپاه نیرومند او عقب نشسته چاه های قنات را کور کردند و بعضی چاه ها را مسموم ساختند."۴ و در آخر و در طی این تعقیب و گریز ها صلحی بین دو طرف شکل گرفت که طی آن زمانی که آنتیوخوس قصد حمله به لخ را داشته است اردوان بی طرف بماند.پس از اردوان یا ارشک دوم پسرش فریاپت به سلطنت رسید.درباره ی سلطنت وی اطلاعات بسیار کمی در دست است و"فقط یوستین در گزارشی کوتاه می گوید که فریاپت ۱۵ سال(از۱۹۶تا۱۸۱پیش از میلاد)حکومت کرده است.ظاهرا فریاپت نام حقیقی اشک سوم نبوده است و او این نام را که در اوستایی به صورت فریاپیتا به معنی پدردوست است،به تقلید از معاصر خود سلوکوس چهارم فیلوپاتور،برای خود برگزیده و در سکه های خود ضرب کرده است"۵ پس از فریاپت پسرش فرهاد اول به سلطنت رسید.او در دوران حکومت خود"به قوم مارد یا آمارد که میان رود آمل یا اراز و تنکابن کنونی به سر می برند حمله برد.جنگ سختی به مدت چندین سال میان دو طرف در گرفت و سرلنجام فرهاد سرزمین ماردها را تسخیر کرد."۶ او در اواخر حکومت خود و"پیش از مرگ،به جای پسرانش که جوان و بی تجربه بودند،برادرش مهرداد را که مردی جنگی بود به جانشینی خود تعیین کرد.فرهاد به مهرداد علاقه زیادی داشت و به این سبب بر سکه های وی واژه فیلادلفوس(دوستدار برادر)ضرب شده است."۷ به انتخواب فرهاد شاه اشکانی برادر خود جای وی را گرفت اگر به دوران حکومت مهرداد نگاه کنیم به این نتیجه می رسیم که فرهاد بهترین فرد برای جانشینی خود انتخواب کرده است."مهرداد در طول ۳۷ سال سلطنت خود دوباره عظمت و شکوه دوره هخامنشیان را،که در حال پاک شدن از حافظه تاریخ بود،به ایران بازگرداند."۸ مهرداد در ابتدای حکومت خود"به باختر تاخت و دو ایالت این کشور،یکی توریئوآ(توران)و دیگری آسپیونوس،زیستگاه قوم آسپاسیاک،واقع بین رودهای جیحون و سیحون را تصرف کرد.مهرداد اول درحدود۱۵۵ق.م به ماد بزرگ حمله برد.مادی ها دست به مقاومتی سخت زدند و در ابتدا گاه مادی ها و گاه پارتیان پیروز می شدند،تا این که سرانجام،پارتیان فائق آمدند و ماد بزرگ به تصرف مهرداد در آمد.در این هنگام،در گرگان قیامی بر ضد مهرداد به وقوع پیوست که مهرداد آن را سرکوب کرد.سپس وی پارس و بعد از آن سرزمین بابل را تسخیر کرد."۹ "از دیگر کارهای مهرداد اول می توان به تصرف ارمنستان اشاره کرد.او همچنین پس از کشته شدن اویکرادیتس فرمانروای یونانی پادشاهی بلخ به دست هلیوکلس به دست پسرش هلیوکلس به شرق رفت و پس از شکستی که به هلیوکلس داد دو استان از این پادشاهی را ضیمه امپراتوری جوان خود کرد."۱۰ در آن زمان که مهرداد حکومت اشکانیان را به سرعت گسترش می داد شاه سلوکی به این فکر برآمد که جلوی گسترش اشکانیان را بگیرد و"در ۱۳۹ق.م دمتریوس دوم،شاه سلوکی به جنگ مهرداد اول رفت و قوای اشکانی را در چند جنگ شکست داد.عاقبت،مهرداد به حیله متوسل شد و خواستار مذاکره صلح با دمتریوس گردید و در جریان مذاکره به دمتریوس تاخته،او را اسیر کرده و در نتیجه،سپاهیان دمتریوس منهدم گردیدند.مهرداد دمتریوس را شهر به شهر گرداند تا مردمی که با او همراهی کرده بودند،ناامید شوند سپس او را به گرگان فرستاد و دختر خود ردگونه را به ازدواج او درآورد و به او وعده داد که سلطنت سلوکی را که در غیاب او تریفون غصب کرده بود به او بازگرداند. این اقدامات احتمالا به این دلیل بود که مهرداد قصد داشت از طریق دمتریوس در امور دولت سلوکی مداخله،و سوریه را تسخیر کند."۱۱ پس از مهرداد که از آن حکومت کوچک یک امپراتوری جهانی درست کرده بود فرهاد دوم که پسر وی بود سلطنت را به دست گرفت."ظاهرا فرهاد در سن نوجوانی بر تخت نشسته است و در آغاز کار مادر او رینو نیابت سلطنت را داشته است."۱۲ در آن زمان دمتریوس که اسیر فرهاد بود دو بار گریخت ولی در هر دوبار هم دستگیر شد و به نزد همسر خود در هیرکانی به زندگی ادامه داد."در۱۲۹ق.م آنتیوخوس هفتم،شاه سلوکی با سپاهی هشتاد هزار نفره به جنگ فرهاد دوم رفت.چند پادشاهی تابع اشکانیان نیز به آنتیوخوس پیوستند و او در سه جنگ بر قوای ایران غلبه کرد.لشکری از یهودیان که متحد آنتیوخوس هفتم بودند،بابل را تصرف کردند و شاهان تابع اشکانیان در آن جا به آنتیوخوس پیوستند.آنتیوخوس سربازانش را تقسیم،و در شهرها مستقر کرد،تا زمستان را بگذرانند.در این هنگام،فرهاد برای برقراری صلح،پیکی نزد آنتیوخوس فرستاد.آنتیوخوس حاضر شد به شرطی صلح کند که فرهاد دمتریوس را آزاد نموده تمامی سرزمین هایی را که اشکانیان از سلوکی ها گرفته بودند،پس دهد و به سرزمین پارت بسنده کند و خراج بدهد.فرهاد دمتریوس را آزاد کرد و به همراه لشکری از ایرانیان به طرف سوریه فرستاد تا سطنت سلوکی را به دست آورد و آنتیوخوس مجبور به بازگشت شود.آن گاه با صدوبیست هزار سپاهی،راهی جنگ با آنتیوخوس گردید.بدرفتاری سربازان آنتیوخوس با اهالی و اجبار اهالی به تامین آذوقه آن ها به قیام اهالی بر ضد آن ها منجر گردید.در نتیجه جنگی که میان قوای آنتیوخوس هفتم و سپاهیان فرهاد دوم در گرفت،آنتیوخوس به قتل رسید و به قولی خودکشی کرد و عده زیادی از سپاهیانش کشته و جمعی از آنان اسیر شدند."۱۳ واین جنگ و درگیری آخرین رویارویی سلوکیان با ایرانیان بود."پس از فرهاد به تصمیم مجلس مهستان عموی کهنسال او اردوان دوم جانشین او شد"۱۴ "درباره اردوان دوم چیزی نمی دانیم الا اینکه او در جنگی با تخاری ها زخم مهلکی از بازو برداشت و کشته شد.آگاهی ما درباره جنگ با اردوان با تخاری ها بسیار اندک است."۱۵
۱-میرسعیدی،نادر،سلوکیان و اشکانیان،ققنوس،۱۳۸۷،تهران،صفحه۶۸
۲-همان۶۹
۳-همان
۴-همان
۵-رجبی،پرویز،تاریخ ایران در دوره سلوکیان و اشکانیان،پیام نور،۱۳۸۳،تهران،صفحه۴۸
۶-میرسعیدی،نادر،سلوکیان و اشکانیان،ققنوس،۱۳۸۷،تهران،صفحه۷۰
۷-همان۷۰و۷۱
۸-رجبی،پرویز،تاریخ ایران در دوره سلوکیان و اشکانیان،پیام نور،۱۳۸۳،تهران،صفحه۵۰
۹-میرسعیدی،نادر،سلوکیان و اشکانیان،ققنوس،۱۳۸۷،تهران،صفحه۷۱
۱۰-رجبی،پرویز،تاریخ ایران در دوره سلوکیان و اشکانیان،پیام نور،۱۳۸۳،تهران،صفحه۵۱و۵۲
۱۱-میرسعیدی،نادر،سلوکیان و اشکانیان،ققنوس،۱۳۸۷،تهران،صفحه۷۱و۷۲
۱۲-رجبی،پرویز،تاریخ ایران در دوره سلوکیان و اشکانیان،پیام نور،۱۳۸۳،تهران،صفحه۵۳
۱۳-میرسعیدی،نادر،سلوکیان و اشکانیان،ققنوس،۱۳۸۷،تهران،صفحه۷۳
۱۴-رجبی،پرویز،تاریخ ایران در دوره سلوکیان و اشکانیان،پیام نور،۱۳۸۳،تهران،صفحه۵۵
۱۵-همان