میراث اسکندر و استقرار دولت سلوکیان:

از جمله  میراث اسکندر ان دسته از اقداماتی است که وی انجام داده است.

 اسکندر پس از شکست بسوس و تصرف سرزمین های شرقی و ازدواج با دختر داریوش سوم«استاتیرا» و مشروعیت بخشیدن به قدرت خود دست به اقداماتی زد:

پس از رتق و فتق امور در شوش سپس به بابل رفته و تنظیم امور پرداخت؛ساتراپی هایی که اورا پذیرفته بودند همان گونه باقی گذاشت اما در کنار انها فرماندهان یونانی گماشت تا در امر اداره امور نظارت داشته باشند.

خود و اطرافیانش رسوم پارسی را اتخاذ کردند تا در بین مردم مشروعیت پیدا کنند.

اسکندر دستور به ساخت شهر های یونانی داد که بیشتر نقش دژ جنگی را ایفا میکردند البته یکی دیگر از دلایل این کار گسترش فرهنگ یونانی در سرزمین های تحت تصرف خود بود امری که جانشینان اسکندر نیز ادامه دادند.

اقدام به ضرب سکه جدید و گسترش روابط تجاری و ... نیز از میراث اسکندر بود.

با وجود تدابیر اتخاذ شده توسط وی در اواخر عمر او شورش هایی شکل گرفت،بنابراین اقدامات و تدابیر که به منظور تشکیل امپراطوری واحد و قدرتمند بود به ثمر نرسید.و اروزیه او که ساخت سرزمینی

(ایرانی-هلنی) و متحد بود از بین رفت.اسکندر در سال323 ق.م در بابل درگذشت.

سلوکیان:

 آنچه بر طبق تحقيقات تاريخي، پس از مرگ اسكندر روي داده، چنين است:
پس از مرگ اسکندر پردیکاس تا تعیین شاهی قطعی به نیابت سلطنت انتخاب شد و در کنار او آنتیپاتر به فرماندهی سپاه اروپا و کراتروس به فرماندهی سپاه آسیا تعیین شدند.

طی سلطنت صوری هم به آریده و هراکلس، برادر و پسر اسکندر، سپرده شد که هرگز نتوانستند حتی تصویری ظاهری از خود برجای بگذارند.

پس از انتصابات جدید و تقسیم قدرت ازنخست پیداست که تقریباً هیچ‌ یک از ساتراپهای جدید نیز نمی‌توانستند در حوزه مأموریت خود علاقه چندانی به اطاعت از سرفرماندهی پردیکاس داشته باشند. نخستین گامی که پردیکاس برداشت تقسیم ساتراپی ها در میان سرداران نامی اسکندر بود. او به‌این‌ترتیب هم بلندپایگان و سرداران را به سهمی از میراث اسکندر می‌رساند، که انتظارش را داشتند و هم می‌توانست با دور کردن این عناصر ناآرام از مرکز حکومت فضای آرامی برای خود فراهم آورد.

طی این تقسیمات مصر به بطلمیوس رسید و و فیریگیه بزرگ به انتیگونوس رسید.

چون هيچكدام از سرداران اسكندر نمي‌خواستند از حكومت تمكين نمايند، بزودي شورش و طغيان در ممالك شروع شد و هر كدام از واليان يوناني و مقدوني مملكتي را تصاحب نموده، خود را جانشين اسكندر دانستند.
نزاع و مجادله جانشينان تقريبا بيست سال به طول انجاميد.
ركسانه بعد از فوت اسكندر پسري آورد كه اسكندرش ناميدند ولي تفاوتي در اوضاع حاصل نشد.
پرديكاس كه مي‌خواست وحدتي ايجاد كند، از بطلميوس، والي مصر، شكست خورده به دست سربازان خود كشته شد.
پس از آن، واليان با يك ديگر در جنگ شدند. و آنتيگون، والي كيليكيه، در ابتدا فاتح به نظر مي‌آمد زيرا در شورش فتح نماياني نموده بود.
و ليكن سلوكوس نامي از سرداران اسكندر بر آنتيگون فائق آمد و قسمت اعظم آسياي غربي را تصرف نموده سر سلسله دودمان سلوكي گرديد.

سلوکیان به مدت 248 سال بر اسیای غربی حکومت راندند.

 

منابع:

بیانی،شیرین.1396.تاریخ ایران باستان.سمت.ص:179تا183

دیاکونوف.1351.(کریم کشاورز).تاریخ ایران اشکانیان.انتشارات پیام.ص:5تا30

رجبی،پرویز.1398. تاریخ ایران در دوره سلوکیان و اشکانیان.انتشارات پیام نور