بازرگانی و اقتصاد در دوره اشکانی:

درباره بازرگانی، به‌ویژه مبادلات بازرگانی برون‌مرزی می‌توانیم به آگاهی‌هایی دست بیابیم. پیداست که در این دوره با پیدایش امپراتوری جهانی روم، که به ناگهان در قاره آسیا و اروپا را به‌مراتب بیشتر از روزگار یونانیان برای یکدیگر مطرح کرد، بازرگانی ایران نیز که حلقه رابط دو قاره بود دچار تحولی ناگهانی شد. بااینکه به سبب ارزان‌تر و آسان‌تر بودن دادوستد دریایی بیشترین سهم تجارت رومیان دریانورد با عربستان، ایران، هندوستان و شرق دور از راه دریا بود، به بازرگانان ایران نیز، که واسطه‌های اصلی ترانزیت کالا میان شرق و غرب بودند، تکاپو و جنب‌وجوش تازه‌ای بخشید. اکنون در کنار جاده ابریشم که چین را از طریق ایران، بین النهرین به سوریه می‌پیوست، دریا نیز به میدان بزرگی برای بازرگانی تبدیل‌شده بود، که باراندازهای ساحلی ویژه خود را می‌طلبید و نخستین بار بود که راهه‌ای دریایی و زمینی با پوشاندن ضعف‌های یکدیگر به تجارت جهانی رونق تازه‌ای می‌بخشیدند.

جنگ‌های همیشگی ایران و روم می‌توانست به رونق تجارت، که درنهایت نیازمند انتقال کالا به خشکی و مخصوصاً سوریه بود، آسیبی تعیین‌کننده بزند. به‌ویژه اینکه سوریه همواره خط مقدم جبهه بود. اما ظاهراً هر دو قدرت اشکانی و رومی با تشخیص منافع خود کوشش می‌کرده‌اند تا دست بازرگانان را در تجارت بدون مزاحمت مخصوصاً در پالمیرا باز بگذارند. 

پیرنیا میگوید:« "ایران در دوره دولت پارت تجارت بسیاری با دولت روم داشت و در سر حد گمرک خانه ای بود که امتعه ورودی و صدوری بدانجا وارد و در کتابچه هایی که مخصوص این کار بود ثبت میشد.در شهرای بزرگ مواظب ورود اشخاص خارجی بودند اسامی آنها ثبت میشد و دروازه بانان در این باب را پرت میدادند تجارت با روم توسط تجار به عمل می آمد.پارچه ابریشمی ایران را محترمات رومی خیلی استعمال میکردندقالیچه های ایران با رنگ های مختلف با قیمت های گزاف فروخته میشد."»(1)

دکتر پرویز رجبی میگوید:«" رومی‌ها از هندوستان ادویه (به‌ویژه فلفل)، چاشنی‌های گوناگون، عطر، سنگ‌های قیمتی و مروارید می‌خریدند، خود پارچه‌های کتان، ظرف‌های نقره، طلا و شراب به آنجا صادر می‌کردند. همچنین هندوستان ایستگاه تجارت با چین بود، که بیشتر مربوط می‌شد به ابریشم مشهور چینی. البته ابریشم چین معمولاً از طریق ایران به غرب راه می‌یافت. اشکانیان علاوه بر ابریشم خریدار فولاد چینی، زردآلو و هلو بودند. در مقابل میوه‌ای ایرانی مانند انار، انگور و همچنین اسب معروف نیسایی به شرق می‌رفت، که در آنجا به اسب‌های آسمانی شهرت داشتند. به نوشته تاریخ طبیعی پلینی دانشمند رومی معاصر نیمه‌های فرمانروایی اشکانیان، قالیچه‌های ایرانی کاخ‌های رومی را می‌آراستند. او همچنین می‌نویسد صمغ، کتیرا و جگن ایران به روم صادر می‌شد. درست مانند امروز! پلینی در کتاب ۳۴ کتاب خود اشکانیان را دومین تولیدکننده آهن در جهان می‌نامد، اما تردیدی نیست که او ایران را با چین اشتباه کرده است.چرم پارتی نیز از شهرت زیادی برخوردار بود و امپراتوران رومی چکمه‌های ساق بلند سرخ‌رنگ پارتی می‌پوشیدند."»(2)

شاخه غربی جاده ابریشم از رخج آغاز می‌شد و از طریق سیستان، هرات، مرو، نیسا، اسک (اشک، عشق آباد)، هیرکانی (پیرامون استرآباد)، شهر صددروازه (پیرامون قومس)، دربندهای خزر، اکباتان (همدان)، ری، بیستون و کوه‌های زاگرس، بلاشگرد، تیسفون و سلوکیه به آنتیوخ (انطاکیه) در کرانه شمال شرقی مدیترانه منتهی می‌شد. از روزگارآن‌کهن جاده‌ای هم مستقیم دامغان را به هرات می‌پیوست. جاده معمول ابریشم از مرو و از طریق افراسیاب (سمرقند) به شرق می‌رفت.

کشاورزی:

از چگونگی کشاورزی در دوره اشکانی بی‌خبریم. در میان نوشته‌های غربی تنها به نام چند میوه و فرآورده کشاورزی در دوره پارتی برمی‌خوریم که به غرب صادر می‌شده‌اند. از آن میان انغوزه که صمغی بدبود و رومیان آن را به بهای زیادی از ایران وارد می‌کردند. خود ایرانیان از آنغوزه (انگدان) در آشپزی برای خوش چاشنی کردن غذا استفاده می‌کردند. اپیکیوس در کتاب آشپزی رومیان به انغوزه اشاره می‌کند که در کنار فلفل، سداب، پیاز و آلوی بی هسته یکی از چاشنی‌های خوراک بزغاله یا بره به شیوه پارتی  و خوراک دیگری به نام جوجه پارتی بوده است. به نوشته استرابن از آنغوزه، که در پیرامون بلخ به فراوانی می‌روید، برای هضم بهتر گوشت استفاده می‌شده است.

 

منابع:

 

(1)تاریخ ایران باستان پیرنیا حسن انتشارات نگاه ص2203

(2)تاریخ ایران در دوره سلوکی و اشکانیان ، نوشته دکتر پرویز رجبی انتشارات پیام نور، ۱۳۸۶