دین و سیاست دینی در عصر اشکانی:

همچون بسیاری از موارد دیگر اطلاعات ما در مورد «دین» پارتیان نیز بسیار اندک است.

"پارتی ها قبل از ورد به ایران و در زمان همجواری با سکایی ها مانند اریایی ها عناصر را می پرستیدند و پرستیدن ماه ستارگان و در مذهب انان رایج بود".(1)

با این حال اثراتی هم از مذهب سابقشان باقی مانده بود و بعد از امدن اسکندر به ایران و انتشار یونانیت،نوعی دین ترکیبی در بین اشکانیان به وجود امد.

"بزرگ ترین خدایان پارتی افتاب و ماه بودند که افتاب را اله مهر می نامیدند".(2)

پارتیان خایان دیگری را نیز می پرستیدند اما بعد از اینکه هرمزد پرست شدند تمام خدایانشان را به عنوان معاون هرمزد می پرستیدند.

مذهب مزده پرستی عبارت بود از اعتقاد به خدای خوبی و بدی یا هرمزد و اهریمن ومحترم داشتن مغ ها،قربانی دادن به ان ها،تقدیس اتش و رود ها ودفن نکردن میت و دریده شدن ان توسط حیوانات.

ولی باید گفت که به مرور احترام اشکانیان نسبت به اتش هرمز و مراقبت از ان به کم شد و از میان رفت به طوری که گیرشمن می گوید؛"پارتیان مانند هخامنشیان زرتشتی نبودند و به ان اهمیتی نمی دادند".(3)

"تثلیث اهورا مزدا،مهر،ناهید که در زمان هخامنشیان پرستش می شد به نظر می رسد در زمان پارتیان نیز مورد توجه دین عمومی و یحتمل دین رسمی هم بوده است و اگر ما متونی موئد این امر در ایران نداریم،مدارک کتبی مثبت وجود ان در ارمنستان به دست امده است زیرا مورخان قدیم ان کشورنام معابد دارای سه مذبح مختص این سه ربع النوع را که به اسم یاد شده اند نقل کرده اند".(4)

با کاسته شدن نفوذ و قدرت مغان پیروان دین زرتشت نیز کاهش یافت وعلاقه پارتیان به خدایان قدیمی خویش و جسد اجداد خویش که ان را محترم میداشتند بیشتر شد.

اشکانیان با اینکه مذهب زرتشتی را محترم نمی شمردند با ان مخالفتی نیز نکردند و مانع ترویج ان نشدند"چنانچه در پارس که یکی از ممالک دولت پارت بود این مذهب پیشرفت های عمده ای داشت.همین رو نسبت به ادیان دیگر و شهر های یونانی نیز دیده می شود زیرا یونانیان معتقد به خدایان کوه المپ بودند و یا یهودیان بابل و نصیبین و یا مسیحیانی که در ان زمان بدون هیچ مانعی دین خود را ترویج می کردند(5)

"پارتیان اشکانی،درست مانند کوشانیان-دو سلسله ناشی از ایرانیان بدوی اسیای مرکزی-به ادیان خارجی-که مورد احترام انان بود-با نظر اغماض بسیار می نگریستند.در بین النهرین،انان معتقدات کشور هایی را که فتح کردند،با تعدیل یا با تغییری اندک در ظاهر،پذیرفتند.خدایان خارجی نواحی غربی از قسمتی شاهنشاهی اشکانی به شمار می رفت،در نظر انان به منزله ی نیک خواهان حامیان ایشان محسوب می شدند."(6)

مقصود ما این است که دولت اشکانی در امور مذهبی تبعه خود دخالت نمیکرد و ان ها را به احوال روحی خودشان واگذار میکرد و نوعی دموکراسی دینی در سرزمین های این دولت حاکم بود.

منابع:

1. پیرنیا حسن. 1391.تاریخ ایران باستان. انتشارات نگاه. ص2195

2.همان

3. گیرشمن رومن،معین محمد.1372.چاپ نهم.ایران از اغاز تا اسلام.علمی فرهنگی.ص318

4.همان،ص319

5. پیرنیا.ایران باستان...ص2196

6.گیرشمن.از اغاز...ص323