ادبیات
«زبان یونانی لسان رسمی و دولتی دول يوناني مشرب مذکور بود و قشرهای عالیه محلی و بزرگان برده دار نیز آنرا پذیرفتند. و تئاتر و ادبیات و علوم  پونانیان نیز با زبان ایشان مورد قبول قرار گرفت.»۱ص۱۱۳

« شاهان پارت در ضرب سکه از نمونه های سلوکی تقلید می کردند و سکه نبشته ها تا قرن اول میلادی به زبان یونانی بوده. یونانی یکی از زبانهای رسمی امپراطوری ارشاکیان (اشکانیان ) بوده است: اردوان سوم نامه خویش را خطاب به شهر شوش، به زبان یونانی و کاملا طبق رسوم سلوکیان ودیگر سلاطین هلنی مرقوم داشته بوده.چرم نبشته های  اورامان وچرم نبشته x مكشوف دردورا - اوروپوس (که به دوران پارت )مربوط است به زبان یونانی و طبق موازین حقوق هلنی - که در موارد متشابه متداول بوده-تنظیم شده و حال آنکه هیچ یک از دو‌ طرف معاهده یونانی نبوده.»۲ص۱۱۵

«با این که در آن دوران زبان یونانی در ایران عصر پارتیان نیز مانند دیگر کشورهای شرقی بمنزله Lingua Franco (زبان عمومی، زبان مشترك) بوده معهذا تنها لسان رسمی شمرده نمی شده، و در امور داخلی ادارات کشور پارت زبان پارتی که یکی از لهجه های شمال غربی ایران بوده بمراتب رایجتر بوده است. و چرم نبشته III اورامان و برخی از قطعات اسناد متأخرتری که در دورا- اورو پوس مکشوف گردیده به زبان مزبور نوشته شده است. چند سنگ نبشته مربوط به دوران اشکانیان که در دست است نیز باین زبان منقور گردیده. با این حال بیشتر آثار زبان پارتی که به دست ما رسیده از دوران متأخرتر یعنی عصر ساسانیان است. در آن عصر ادارات دولت ساسانی زبان پارتی را هم به موازات پارسی میانه ( لهجه جنوب غربی ) که زبان زادگاه ساسانیان بود، به کار می بردند. زبان اخير الذكر بعدها بالکل زبان پارتی را از عرصه بدر کرد. تعداد متون پارتی عجالة بسیار ناچیز است و به این سبب آن زبان بقدر کفایت مورد بررسی قرار نگرفته. بخصوص متون پارتی مربوط به دوران سلطة پارت کمتر است. مطالعه در زبان پارتی از روی متون پارتی مانوی که در ترکستان چین کشف شده به عمل می آید. ولی مداركمزبور مربوط به دوران متأخرتری می باشد و بدین سبب بایگانی عظیم اقتصادی پارتی که توسط هیئت باستانشناسی شوروی در نسا کشف گردیده از لحاظ مضمون و زبان بیشك شایسته توجه خاص می باشد. در تحریرزبان پارتی خط آرامی مورد استفاده قرار می گرفته و تعداد کثیری «اندیشه نگاری و یاهزوارش» در آن به کار می رفته. یعنی لغات وحتی جمله ها و یا تلفیقی از کلمات را بزبان آرامی می نوشتند و در ضمن متن پارتی (متن ایرانی) می آوردند ولی هنگام خواندن به  ایرانی      قرائت می کردند وهزوارشهای (کلمات آرامی) مزبور در واقع نقاب گونه ای بوده بررخ لغتهای پارتی (ایرانی). این پدیده مربوط است به سنت استعمال زبان آرامی در امور دفتری امپراطوری هخامنشی . کتابت پارتی ( و کتابت پارسی میانه که بدان بسیار نزديك است) در کتب علمی و تاریخی به نام « خط پهلوی » و یا فقط « پهلوی » خوانده می شود که به معنی «پارتی» می باشد. 
متأسفانه چیزی از کتب پارتی در دست نیست ولی منظومه « نخل و بز » و « یادگار زریران» که به انشای زمان ساسانیان در دست است، از پارتی مأخوذ می باشد.
بنابر این داوری ما درباره ادبیات پسارتی نمی تواند از حدود حدس و گمان تجاوز کند.«۳

«زبان این قوم اصلا آریانی ایرانی است، ولی مقداری از لغات سکایی در آن داخل شده و اسامی سکایی در آن زیاد است. این همان زبانی است که بعدها معروف به زبان پهلوی گردید و بین زبان پارسی قدیم و امروزی مقام وسطی را دار است.
از زمان اسکندر و مخصوصا از زمان تسلط سلوکیها به بعد، زبان یونانی نیز در دربار و میان نجبای پارتی منتشر شد. عبارت سکه های بعضی از شاهان اشکانی به زبان و خط یونانی است. شاهزادگان اشکانی غالبا زبان یونانی را میدانستند و با ادبیات یونانی آشنا بودند.
گویند که اردوان اول این زبان را خوب می دانست و ارد اول ادبیات آن را خوب آموخته و در زبان یونانی تاریخی نوشته بود و چون این علم را دوست می داشت امر کرده بود تاریخ دوره هخامنشی را موافق مدارک آسوری بنویسند.
در دربار شاهان اشکانی نمایشها و بازیهای یونانی معمول و مخصوصا مصنفات اوری پید یونانی خیلی جالب توجه بود، اما دانستن زبان یونانی از زمان گودرز به بعد رو به انحطاط گذارد، زیرا خطوط یونانی سکه های آن زمان خوانا نیست. »۴

«خط دوره پارتی خط آرامی سریانی بود نه خط میخی. دلیل این معنی دو چیز است: یکی سکه هایی که روی آنها کلمات پهلوی با خط آرامی نوشته شده است (مانند سکه های مهرداد چهارم و بلاش اول و سوم و چهارم و پنجم و اردوان پنجم و غیره) و دیگر سه نسخه نوشته که در اورامان کردستان در ۱۹۰۹ م. پیدا شده و دو نسخه از آن به خط یونانی و سومی به زبان پهلوی و خط آرامی است. هر سه روی پوست آهو نوشته شده و متعلق به دوره اشکانیان است. وليكن نباید تصور کرد که خط میخی به کلی متروک بوده، زیرا در بابل لوحه هایی یافته اند که متعلق به دوره اشکانی و به خط میخی است.
وقتی که اشکانیان با رومیها مواجه شدند، در ابتدا زبان یونانی را استعمال می کردند، ولكین از جهت ارتباط زیاد با رومی ها و توقف شاهزادگان اشکانی در روم بعدها زبان و تمدن رومی نیز در دربار اشکانی نفوذ یافت.«۵

«زبان پارتی از شاخه زبانهای ایرانی میانه (شاخه شمال غربی) است. زبان های ایرانی میانه که گونه تحول یافته ای از زبانهای ایرانی باستان به شمار می رود، اصطلاحا به زبان هایی گفته میشود که پس از سقوط هخامنشیان (۳۳۰ ق م) در ایران بزرگ رایج بود. از صورت باستانی زبان پارتی اثری به دست نیامده است.
کهن ترین آثار موجود به زبان پارتی متعلق به سده نخست پیش از میلاد است. زبان پارتی تا حدود سده های چهارم و ششم میلادی زنده بود اما از این زمان به تدریج روی به خاموشی نهاد. اگرچه پس از این تاریخ نیز تا سده نهم میلادی (سوم هجری) از زبان پارتی برای نگارش آثار مانوی استفاده شد.
خط پارتی که اشکانیان برای نگارش زبان خود از آن سود جستند، برگرفته از خط آرامی بود. این خط از راست به چپ نوشته می شد. حروف به یکدیگر متصل نمیشدند. افزون بر این، در این خط از هزوارش نیز استفاده شده است.»۶ص۳۵۹

«در آغاز دوران اشکانی، زبان آرامی که زبان دیوانی عصر هخامنشی بود، برای نگارش اسناد و نامه ها به کار می رفت. پس از آن از حدود نیمه دوم سده اول پیش از میلاد زبان پارتی و خطی که از آرامی اقتباس شده بود، جایگزین آن شد. افزون بر این، زبان یونانی زبان رسمی امپراتوری اشکانی بود. اردوان دوم یا سوم  اشکانی نامه ای به مردم شوش نوشته که به رسم سلوکیان، به زبان یونانی است. دو سند به دست آمده از اورامان و یک سند مکشوفه در دوراورو پوس بر روی چرم همگی به زبان یونانی هستند. اشکانیان در اوایل فرمانروایی بسیار تحت تأثیر فرهنگ و زبان یونانی بودند به طوری که حتی نام خود را به زبان و خط یونانی بر روی سکه های خود درج می کردند. ظاهرا تا زمان بلاش یکم (۵۰/ ۱ -۷۶ / ۷ یا ۷۹م) گاهی بر روی سکه های آنها واژه IAEAAHNO2 به معنی «دوست دار یونان» حک شده است. اما بلاش یکم نخستین بار در کنار خط و زبان یونانی، خط و زبان پارتی را نیز به کار گرفت.
به نظر می رسد ادبیات دوران اشکانی مانند دوره های پیش از آن به گونه شفاهی بوده و گوسانها که شاعران و موسیقیدان های دوره گرد آن دوران بودند، قصه ها و روایات را به صورت منظوم از حفظ داشتند و برای مردم می خواندند. امروزه داستانهایی در ادبیات فارسی وجود دارند که احتمالا اصل آنها پارتی بوده است؛ مانند منظومه عاشقانه ویس و رامین و داستان بیژن و منیژه و برخی حماسه های دیگر که از طریق زبان پهلوی ساسانی به دورۂ فارسی نو رسیده اند. همچنین برخی متون حماسی که از طریق خنیاگران و (گوسان)های پارتی و پس از آن از راه زبان پهلوی ساسانی به دست ما رسیده، مانند روایت رستم وگودرز و یادگار زریران و مناظره درخت آسوریک ریشه و اساس اشکانی دارد. بنابراین با مطالعه دقیق حماسه ملی ایران می توان به عناصر پارتی موجود در آنها پی برد.«۷ ص۳۶۴ و ۳۶۵
منابع
1.    م.م.دیاکونوف،ترجمه کریم کشاورز،اشکانیان،ا.ن پیام،تهران،۱۳۵۱،ص۱۱۳
2.    همان،ص۱۱۵
3.    همان ص۱۱۶ و۱۱۷
4.    پیرنیا حسن،اقبال آشتیانی عباس،تاریخ ایران،ا.ن پارمیس،تهران،۱۳۸۹،ص۱۸۳
5.    همان،ص۱۸۴
6.    جمعی از نویسندگان،تاریخ جامع ایران ج2،انتشارات دائرة المعارف بزرگ اسلامی،تهران،۱۳۹۳،ص۳۵۹
7.    همان،ص۳۶۴و۳۶۵