((بسم الله الرحمن الرحیم))

 

موضوع:میراث اسکندر و استقرار دولت سلوکیان

مدرس:استاد نجفی

گردآورنده:امیررضا دیناروند(تاریخ98)

 

اسکندر فرزند حاکم مقدونیه به نام فیلیپ بود.فیلیپ در سر خود حکومت بر یونان و ایران را می پروراند وتا حدی هم در کار خود موفق بود.پس از مرگ آن پسرش که تا آن زمان یکی از شاگردهای ارسطو بود جانشین آن شد.او هم به مانند پدر حکومت بر یونان و ایران را سرلوحه کارهای خود قرار داده بود و توانست به این آرزو و هدف خود برسد.

(1)"اسکندر پس از پیروزی بر ارتش ایران و تسخیر مصر به سمت هند حرکت کرد تا هند را هم به تحت سلطنت خود در آورد اما در این موفق نبوداسکندر در دوران حکومت خود میراث هایی برجای گذاشته است.(1)"

(2)"اسکندر برای این که به نتایج عملیات و اقدام های خود استحکام و دوام ببخشد شبکه عظیمی از شهر های تازه تاسیس پدید آورد که قوای نظامی مقدونی و یونانی در آن ها مستقر گردیدند.بدین ترتیب بیش از هفتاد شهر جدید به فرمان اسکندر پایه گذاری شد در هر حال اسکندریه شهری بود که خود اسکندر بنا کرده بود و این آهنگ را داشت که این شهر را به مرکزی فرهنگی و پرآوازه تبدیل کند.(2)"

(3)"اسکندر در کار خود بسیار سیاست داشت و یکی از افراد با سیاست زمان‌خود بوده است اسکندربرای آن‌که مغلوبان را به حکومت جدید عادت دهد،در آغاز،بعضی از ایرانیان را به اداره ایالات گمارد،اما بعد،مقدونیان در بیشتر موارد جای ایرانیان را گرفتند.(3)"

(4)"

اسکندر برای ارتباط بیشتر خود با مردم با رکسانا دختر یکی از بزرگان سغد،استاتیرا دختر داریوش سوم آخرین شاه هخامنشی و پروشات دختر اردشیر سوم هخامنشی ازدواج کرد و در یک جشن بزرگ‌عروسی در شوش،به خواست اسکندر،هشتاد تن از بزرگان مقدونی با زنان اشرافی ایرانی،و ده هزار سرباز مقدونی و یونانی نیز با زنان ایرانی عقد ازدواج بستند.(4)"

(5)" اسکندر بابل را پایتخت خود قرار داد.این شهر مرکز امپراطوری بزرگ محسوب می شد که ایران وممالک غربی را در ان واحد در بر میگرفت و از ان گذشته برای مواصلات با سایر قسمت جهان مناسب بود.(5)"

(6)" بلافاصله پس از مرگ اسکندر جنگ های داخلی که بدون وقفه چهل ودو سال طول انجامیده اغاز گردید در اثر این جنگها نتیجه اقدامات اسکندر نقش بر آب شد  مقدونیان که چشم بر راه احراز مقام فرمانروایی برجهان بودند امید وارزوی خود بر باد رفته دیدند.(6)"

بعد از از مرگ اسکندر پردیکاس تمام سرداران سپاه را به مجلس مشورتی دعوت کرد و تمام ممالک را بین آن ها تقسیم کرد.

 (7)"فینیقیه بزرگ را به آنتی گنوس ،مصر را به بطلمیوس، ترکیه به لیس ماگوس، بابل به سلوکوس و مقدونیه به طور مشترک به آنکس پاتر و گراتروس رسید.سلوکوس بعد ها به پردیکاس خیانت می کند. سلوکوس پس از مدتی به خاطر ترس از آنتی گنوس از بابل فرار می کند و وقتی بطلمیوس به سمت مشرق در حال پیش روی بود سلوکوس به بابل برمی گردد. سلوکوس بعد ها خوزستان و ماد راهم به زیر سلطه خود در آورد. او خود را در سال ۳۰۶ ق.م رسما پادشاه نامید،و باعث شکل گیری سلسله سلوکیان در ایران شد.(7)"

 

منابع و مآخذ:

۱-رجبی،پرویز،تاریخ ایران در دوره سلوکیان و اشکانیان،پیام نور،۱۳۸۳،تهران،صفحه۳

2- میرسعیدی،نادر،سلوکیان و اشکانیان،ققنوس،۱۳۸۷،تهران،صفحه۷

3- رجبی،پرویز،تاریخ ایران در دوره سلوکیان و اشکانیان،پیام نور،۱۳۸۳،تهران،ص۴

4-بیانی شیرین-تاریخ ایران باستان2-نشر:سمت-تهران-1396-ص179

5- آلفرد فن گوتشمید ترجمه جهانداری,کیکاووس انتشارات بنگاه ترجمه ونشرکتاب چاپ دوم ص32

6- آلفرد فن گوشتمید ترجمه:جهانداری.کیکاوس انتشارات بنگاه ترجمه و نشر کتاب چاپ دوم ص46

7- پیر نیا حسن، تاریخ ایران باستان،نشر:نگاه، تهران ،1386-ص1627.