دین و سیاست دینی در عصر اشکانیان
به دلیل اطلاعات کم درباره تاریخ اشکانیان این کمبود در دین هم صدق می کند و ما برای این که به دین های آن زمان پی ببریم باید به دین شاهان که در دست است رجوع کنیم و از دین مردم اطلاعات کمی در دست است و اگر که دین مردم با دین شاهان تفاوت داشته باشد باز هم دچار ابهاماتی می شویم."دین فرمانروایان بیشتر دینی لوکس، نمایشی، تشریفاتی، سیاسی بوده است و برابر ذوق و هوای فرمانروای وقت، تا باوری عمیق و متکی بر سنت های دینی همگان. البته پیداست که این دین نمایشی و سلیقه ای، به سبب امکانات و توانایی های بی مرز فرمانروایان به مرور در باورهای عمومی و آیینهای مردمی رسوب می کرده است."۱ و"شاهان و اعضای خاندان اشکانی،اهورامزداو امشاسپندان(فرشتگان دستیار اهوره مزدا) را می پرستیدند و به آنها سوگند می خوردند.ستایش آتش در این دوره رایج بود و هر یک از شاهان اشکانی آتش خاص خود را داشت که همواره فروزان بود. شاهان اشکانی به شاهان زیردست خود اجازه می دادند که آتش سلطنتی برای خود برپا کنند."۲ و"با اینکه گردآوری اوستا را به زمان اشکانیان نسبت می دهند، از زرتشتی بودن اشکانیان مطمئن نیستیم. با این تفاوت که ظاهرا سیاست دینی اشکانیان، مانند سیاست کشورداری آنها، چندان متمرکز نبوده است و دست حکومتهای محلی و مردم تا حدودیدر رفتارهای آیینی و دینی باز بوده است. به سخن دیگر، در ایران اشکانی قوم های گوناگون کیش رسمی واحدی وجود نداشت و آزادی مذهبی و دینی هیچ قومی زیر نفوذ دین مرکزیت سیاسی نبود."۳ و"ظهور زرتشت در هر تاریخی که انجام گرفته باشد پیش از هخامنشیان و در نتیجه پیش از اشکانیان بوده است.بنابراین هیچ تردیدی نیست که دین زرتشت برای رسیدن به دوره ساسانی از دوره۴۷۰ساله اشکانی عبور کرده است.به این ترتیب،با توجه به طولانی بودن زمان عبور،به هیچ ترتیب نمیتوان در پویا بودن آیین زرتشت در دوره اشکانی تردید داشت"۴ و همینطور که گفته شد اگر دین زرتشت در زمان اشکانیان پرستش نمی شد و بعضی از مردم پیرو این آیین نبودند این آیین از بین می رفت و به دست ساسانیان نمی رسید ولی اکنون که میدانیم ساسانیان پیرو زرتشت بوده اند حتما در زمان اشکانیان هم افرادی که پیرو این دین بوده اند وجود داشته است."به گمان کریستین سن مجموعه احکام دینی وندیداد در دوره سلطنت مهرداد اول اشکانی تالیف شده است و سبک انشاء آن نیز سازگار با شیوه نگارش اشکانیان است."۵ و"در نخستین دوره های حاکمیت اشکانیان، مغان زرتشتی، هم در مجلس بزرگان غیر خاندان سلطنت و هم در مجلسی که از بزرگان و اعضای خاندان سلطنت تشکیل می شد، عضو بودند. ایرانیان روزگار اشکانیان از بیش تر اصول و مراسم خاص آیین مغان پیروی می کردند، به طوری که آتش را مقدس می شمردند و احترام خاصی برای رودخانه ها قائل بودند، ولی به مرور زمان نسبت به اصول دین زرتشتی بی توجهی کردند، چنان که شاهان اشکانی ارمنستان آتش مقدس اهورا مزدا را که می بایست همواره افروخته باشد، خاموش کردند. بعضی از شاهان متأخر اشکانی مردگانشان را می سوزاندند که بی احترامی به آتش بود."۶ این ها به این معنی است که در اویل حکومت آیین زرتشتی پیرو بیشتری داشته و به مرور زمان از پیروان آن کاسته شده است.و اگر بخواهیم سه خدا را که بیشتر در دوران اشکانی پرستش می شده اند را نام ببریم می توانیم به"تثلیث اهوره مزدا - میثره - آناهیتا مورد پرستش مردم و حکومت بود و در میان این سه، اعتقاد به اناهیتا در درجه اول قرار داشت، چنان که در آساناک، اکباتانا، کنگاور، اليمائيس، استخر (در فارس) و شیز (در آتروپاتنه) معابد آناهیتا وجود داشت."۷آناهیتا:"از مشخصات این دوره رواج ساخت تندیس های کوچک آناهیتا است،که اغلب برهنه و در حال نگهداشتن سینه های خود است و یا به پهلو دراز کشیده است.هزاران تندیس برجای مانده نشان می دهد که آناهیتا از توجه توده های وسیع مردم برخوردار بوده است"۸ و"به گمان از زمان اشکانیان معبدها به استوارترین و از نظر هنری به شکیلترین فرم خود دست یافته اند. در معبد آناهیتای کنگاور که به قول گیرشمن حدود۲۰۰پیش از میلاد، با تالار عظیمی به وسعت ۲۰۰ متر مربع ساخته شده است و در بر سر راه همدان به کرمانشاه به چشم می خورد، از نظر مصالح ساختمانی و هیات عمومی بنا، از معماری تخت جمشید استفاده شده است، اما سبک بنا آمیخته ای است از سبک معماری ایرانی و یونانی (سلوکی)."۹ میترا:"صلح و دوستی بارزترین صفت میترا است. این هم گفته شده است که اگر مسیحیت نمی بود کیش مهر پرستی در غرب همان نقشی را می داشت که امروز مسیحیت دارد. در هر حال تردیدی نیست که میترای ایرانی رقیب خطرناکی برای مسیح سامی بوده است."۱۰ و"ایرانیان هنگام طلوع خورشید به آن سلام می کردند و خورشید را با نام میثره یا مهر در معابد پرستش می نمودند و برای او قربانی می کردند و هدیه می بردند. خدای مهر در عصر اشکانی مورد احترام بود."۱۱ خدایان دیگری هم" در کنار آناهیتا و میترا (و دیگر ایزدان ایران باستان) ایزد بهرام نیز در فرهنگ دینی اشکانیان نقش تعیین کننده ای داشته است. در پیوند با اسب که برای اشکانیان اسب آشنا جایگاه ویژه ای داشته است و می توانسته است به آسانی به آیین های مذهبی رخنه کند و ایزد بهرام، گزارشی زیبا از تاسیتوس داریم که پردازنده به دین و با۸ورهای اشکانیان بسیار گرانبها است: گودرز اشکانی با قربانی کردن برای خدایان محلی، هرکولس (ایزد بهرام) (ایزد جنگ و پیروزی) را سرور خدایان می نامد.خدایی که در فاصله هایی معین به خواب روحانیان می آید و به آنها هشدار می دهد که شماری از اسبان را در کنار معبد او برای شکار آماده نگه دارند."۱۲ اشکانیان "تندیس های نیاکانشان را در خانه های خود نگاهداری، و با هر تغییر مکان با خود جابجا می کردند. به این ترتیب آیین فروشی یا پرستش روح نیاکان در این دوره رواج یافت. معابدی خاص برای این آیین می ساختند و در آنها تندیس های نیاکان خود را قرار می دادند و نقاشی هایی از نیاکانشان می کشیدند."۱۳ مانند تمام دوره های قبل از اسلام "شاهان اشکانی به اعتقاد مردم دارای خصوصیتی الهی بودند، چنان که در میان القاب آنها به برادر خورشید و ماه، تئوس (خدا) و تئوپاتور (کسی که پدرش خداست) بر می خوریم، شاهان را پس از درگذشت به نوعی پرستش میکردند و تندیس آنها را در معابد قرار می دادند. نیاکان شاه وقت را نیز به مانند خدا می پرستیدند و به آنها سوگند می خوردند."۱۴ شاهان اشکانی مردم هر منطقه را در پرستش خدا آزاد می گذاشتند و خدایی را بر آنها تحمیل نمی کردند و به همین دلیل هم شورش های کم تری در مناطق تحت پوشش آنها روی می داد و"شاهان اشکانی همانگونه که در دین خود تعصب نداشتند، با پیروان ادیان دیگر به مدارا رفتار می کردند: در پادشاهی پارس، آتشگاه ها برقرار ماندند و دین زردشتی سنتی اجازه رشد یافت، ساکنان شهرهای یونانی نشین خدایان یونانی را پرستش میکردند، سامیان بین النهرین آزادانه به پرستش خدایان خود می پرداختند و یهودیان فرائض خود را آزادانه انجام می دادند. از ۴۱ تا ۳۷ ق.م که اشکانیان بر فلسطین سلطه داشتند، به سبب خوشرفتاری با یهود، چنان خاطره خوبی از خود به جا گذاشتند، که یهودیان عقیده داشتند که هرگاه سواری ایرانی بار دیگر اسبش را در گورستانی در فلسطین ببندد، مسیحا خواهد آمد."۱۵ خدایانی هم بودند که در اقصی نقاط حکومت پرستش می شدند مانند"بل که عنوان بابلی مردوک است،در بعضی جوامع خدا شناخته شده می شد. ایشتر، الهه بابلی تا زمان اشکانیان همچنان مورد پرستش بسیاری از مردم بود. الهه ننه که اصل سومری داشت، بسیار مورد ستایش مردم بود و پرستشگاه و املاکی در نسا داشت. در سراسر غرب ایران مجموعه های گوناگون از آیین ها و خدایان سامی برقرار بودند. آیین های بدوی پرستش مکان های مرتفع، آب ها، رودها، دریاچه ها، دریاها و نقاطی که به عبری «بیت - ایل» نامیده می شدند، رواج داشت. بیت - ایل به معنی خانه خداست و نشان دهنده آن است که خدا در آن مکانها حلول کرده بود. همچنین پرستش خدایانی مربوط به آرامیان، عربها و فنیقیان رواج داشت. در شمال بين النهرین آیین های آشوری همچنان رایج بود. یک نشانه بارز دین های سامی، همانا مشخصات محلی بسیاری از خدایان بود. هر بخشی دارای خدایان مذكر و مؤنث و خدایان نگهبان بود."۱۶ مختصری از دین در حکومت اشکانیان را ذکر کردیم.
۱-رجبی،پرویز،تاریخ ایران در دوران سلوکیان و اشکانیان،پیام نور،۱۳۸۳،تهران،صفحه۱۴۳
۲-میرسعیدی،نادر،سلوکیان و اشکانیان،ققنوس،۱۳۸۷،تهران،صفحه۱۱۱
۳-رجبی،پرویز،تاریخ ایران در دوران سلوکیان و اشکانیان،پیام نور،۱۳۸۳،تهران،صفحه۱۴۴
۴-همان۱۴۴و۱۴۵
۵-همان۱۴۶
۶-میرسعیدی،نادر،سلوکیان و اشکانیان،ققنوس،۱۳۸۷،تهران،صفحه۱۱۲و۱۱۳
۷-همان۱۱۲
۸-رجبی،پرویز،تاریخ ایران در دوران سلوکیان و اشکانیان،پیام نور،۱۳۸۳،تهران،صفحه۱۴۸و۱۴۹
۹-همان۱۵۲
۱۰-همان۱۵۹
۱۱-میرسعیدی،نادر،سلوکیان و اشکانیان،ققنوس،۱۳۸۷،تهران،صفحه۱۱۲
۱۲-رجبی،پرویز،تاریخ ایران در دوران سلوکیان و اشکانیان،پیام نور،۱۳۸۳،تهران،صفحه۱۶۰
۱۳-میرسعیدی،نادر،سلوکیان و اشکانیان،ققنوس،۱۳۸۷،تهران،صفحه۱۱۳
۱۴-همان۱۱۴
۱۵-همان
۱۶-همان۱۱۵و۱۱۶