ساختار ارتش و فنون جنگی اشکانیان
جنگاوران اشکانی در جنگهای تعرضی مهارت چندانی نداشتند. آنها غالباً در برابر دشمن عقب مینشستند و او را به داخل کشور خود مخصوصاً به مناطق بی آب و علف می کشیدند و هم اینکه ارتباط دشمن را با مراکز اصلی قطع میکردند و راه رسیدن آذوقه و مهمات را بر او می بستند، با حملات پیاپی، سواران سبک اسلحه او را از پا در می آوردند. از جنگهای دریایی و جنگ در مناطق کوهستانی اطلاعی نداشتند و در قلعه گیری و فن محاصره چندان زبردست نبودند. سپاه دائمی اشکانی اندک بود، همین که جنگی روی میداد به گردآوری سپاه میپرداختند و آنها را، بر حسب استعداد، بین دو صنف پیاده و سوار تقسیم می کردند. در جنگها، پیاده نظام نقش مهمی نداشت و افراد آن غالباً در عقب جبهه به حفظ و حراست اردو مشغول بودند."(1)
در حالی که رومیان برای پیاده نظام خود ارزش بیشتری قائل بودند و از آنها برای جنگ های تن- به تن (با شمشیر) و پرتاب زوبین استفاده می کردند. سوار نظام پارتی دست کمی از سوار- نظام رومی نداشت و از بعضی جهات بر آنها برتری داشت. سوار نظام پارت بر دو قسمت بود: سبک اسلحه و سنگین اسلحه. سواران سبک اسلحه فقط به تیر و کمان مجهز بودند و از زره و کلاهخود استفاده میکردند؛ به همین علت چست و چالاک بودند و پیش از آنکه دشمن در مقام دفاع برآید او را در زیر باران تیر می گرفتند و با جنگ و گریز خسته می کردند؛ در حالی که سواران سنگین اسلحه، فاقد نرمش و انعطاف بودند. افراد این دسته ذرهی تا زانو دربر می کردند، کلاهخودی از آهن یا پولاد بر سر می گذاشتند، و شلوار چرمی فراخی می پوشیدند. سلاح آنان نیزه ای بلند و تیر و کمان و شمشیر بود. اسبان را نیز در هنگام جنگ با زره و بر گستوان چرمی می پوشانیدند. سواران سبک اسلحه اشکانی چنان در میدان کارزار هنرمندی نشان میدادند که حتی در اشعار 《هوراس》 مورد تعریف و ستایش قرار گرفتند. آنها بر روی اسب ضمن تاختن با دقت تمام تیراندازی می کردند و عجب اینکه هنگام عقب نشینی نیز تیرهای آنها غالباً به هدف می خورد و سواره نظام رومی را به حیرت می انداخت. " ویرژیل می گوید《 ایرانی اشکانی اعتماد به گریز دارد و از پشت برگشته تیراندازی می کند》.
فاتحان پارت همچنان قومی سوارکار و دلیر باقی ماندند. پیاده راه رفتن دون شان آزادگان به شمار میرفت. تیر و کمان سلاح ملی بود. خصوصیات جنگی آنها در حمله و گریز حیله گرانه بود. سوار در حین گریز ناگهان به عقب برمی گشت و به دشمن تیر میانداخت و پس از مدتی کوتاه بار دیگر حمله را آغاز میکرد. " (2)
منابع
1-تاریخ اجتماعی ایران، مرتضی راوندی،جلد1، ص 578
2-همان، ص579