آگاهی های ما درباره دین عصر اشکانی اندک، و اظهار نظر قطعی در این باره دشوار است. در دوران اشکانی، عقاید دینی ایرانیان با ادیان خارجی درآمیخت، اما تاثیر یونانی گرایی هلنیسم بر آن قوی‌تر بود "(1)

دوره روزگار اشکانی دوره تسامح دینی بود. احتمالا خودشان نیز زرتشتی بوده اند" (2)

مدارکی درباره زرتشتی بودن اشکانیان وجود دارد که این اصناف به سرزمین اصلی ایران تعلق ندارند و بیشتر به سرزمین های مجاور مانند ارمنستان و آسیای صغیر مربوط می شود" (3)

این احتمال وجود دارد که کمبود اطلاعات درباره دین در عصر پارتیان به سبب تبلیغات منفی ساسانیان بوده باشد " (4)

روايت متن پهلويِ دينكرد، ولاش اشكاني فرمان داد تا اوستا و زند را كه اسكندر مقدوني پراكنده كرده بود، گردآوري كنند. با وجود اين، اسناد به دست آمده از شهر نِسا نشان مي‌دهد كه پارتيان پيش از اين تاريخ نيز زرتشتي بودند. مردم نسا در عصر اشكاني تقويم زرتشتي را به كار مي‌بردند كه نام‌هاي زرتشتيِ ماه‌ها و روزها در آن ديده مي‌شود." (5)

مطالب ذكر شده در منابع يوناني و رومي نيز اعتقاد به آئين زرتشت را در عصر اشكانيان تأييد مي‌كند. بر اين اساس، ايرانيان مردگان خود را در فضاي باز قرار مي‌دادند و سپس استخوان‌ها را در اَستودان جاي مي‌دادند. همچنين، آتش جاودان در شهر آساك نگهداري مي‌شد. گزارش مربوط به سفر تيرداد، شاهزادة اشكاني به روم نيز نشان مي‌دهد كه وي به سبب پرهيز از آلودن آب، سفر دشوار زميني را برگزيد." (6)

روايت بعضي از اين دسته نويسندگان نيز، شاهدي است بر اين كه بسياري از آئين‌هاي موجود در «ونديداد» در زمان اشكانيان اجرا مي‌شده است." (7)

شواهدي از پرستش مهر نيز در عصر اشكاني در دست است." (8)

منابع:

1-دوشن، گیمن ژاک، دین ایران باستان، ترجمه رویا منجم، ص273

2-بویس، مری، چکیده کیش تاریخ زرتشت، ترجمه همایون صنعتی زاده، ص207،208

3-ویزهنر یوزف، ایران باستان، ترجمه مرتضی ثاقب فر، ص188

4-فرای ریچارد، میراث باستانی ایران، ترجمه مسعود رجب نیا،انتشارات علمی فرهنگی ص330

5-دوشن گیمن، دین ایران باستان، ترجمه رویا منجم، ص273،274

6-کالج مالکوم، پارتیان، ترجمه مسعود رجب نیا،ص89،90

7-فرای ریچارد، میثراث باستانی ایران،ص323

8-دوشن،گیمن، دین ایران باستان ص276

....................................................................................................................

"اشکانیان در آغاز امر، مانند کلیه اقوام بدوی، عناصر طبیعی مانند آفتاب و ماه و ستارگان را مورد ستایش قرار می‌دادند. پارتیان پس از ورود به ایران به مذهبی خاص نگرویدند. تحقیقات جدید ثابت کرده است که این پارتیان، مانند هخامنشیان، زرتشتی نبوده به احتمال قوی: تسلیت اهورامزدا، مهر، ناهید که در زمان هخامنشیان پرستش می شد، در زمان پارتیان مورد توجه عمومی و یحتمل، دین رسمی هم بوده است. مدارک مثبتی که دلیل وجود مذهب در ارمنستان است، به دست آمده است. بعدها از میان این سه رب النوع، ناهید اهمیت بیشتری کسب کرده است. در دوره هخامنشیان و پارتیان سلاطین پرستش ناهید را تشویق کردند؛ تیرداد در شهر ارشک مراسم تاجگذاری خود را در یک معبد ناهید عملی نمود. در همدان، مقرر سلاطین پارت، معبدی برای ناهید برپا شده بود که آنتیوخوس سوم سلطان سلوکی، آن را غارت کرد. در معبد کنگاور و در خوزستان و شوش معابدی برای ناهید برپا کرده بودند. در استخر نیز اجداد خاندان ساسانی نگهبانی معبد ناهید را برعهده داشتند. پرستش ناهید بعدها در ناحیه لودیا، بلخ ،کاپادوکیه، و ارمنستان منتشر گردید و مهرپرستی توسط دزدان دریایی، به سرزمین روم راه یافت و با ارتش روم به تدریج نیایش مهر تا نواحی رن و دانوب و سرزمین انگلستان نیز رسید. در ناحیه تخت سلیمان، مرکز آذربایجان، معبد ناهید قرار داشت که در آن عده‌ای از مغان زندگی می کردند که ظاهراً بعضی از اصول دین زرتشت را پذیرفته بودند (1).  

به طور کلی حکومت اشکانی به کلیه ادیان و مذاهب خارجی به دیده اغماض می نگریست؛ حتی ادیان خارجی را با تعدیل و تغییری می‌پذیرفت. یهودیان، اشکانیان را مانند هخامنشیان مدافع حقیقی دین خود می دانستند، در حالی که به سلوکیان و رومیان که به آنها ظلم و ستم روا داشته بودند، به دیده نفرت می نگریستند. در دوره پارتیان، مغان تنها به امور دینی سرگر نبودند بلکه فعالیت‌های علمی و پزشکی نیز بر عهده آنان بود. تعلیم و تربیت نجیب زادگان و معالجه آنها و تعیین سعد و نحس کواکب و نگارش سالنامه از وظایف آنان بود و از لحاظ موقعیت اجتماعی، مغان به سه طبقه تقسیم می شدند. باید متذکر بود که تحقیقات جدید نه تنها اسکندر را معدوم کننده اوستا نمی‌داند. بلکه بلاش اول را نیز جمع آوری کننده اوستا، کتاب مقدس زرتشتیان، نمی شناسد و به این دو شایعه به دیده تردید می نگرد(2).

منابع:

1-تاریخ اجتماعی ایران مرتضی راوندی، جلد1، ص602

2-همان، ص603